توقف در مرگ
Death interruption
- نوشته ژوزه ساراماگو
- ترجمه حبیب گوهریراد
- ناشر جمهوری
مرگ نمیتواند ظالم باشد، زیرا آنچه انجام میدهد، دست کم از منظر خودش اصلا ظالمانه نیست. از سوی دیگر، پس از چند ماه اعتصاب و وقفه در انجام وظیفه، دیگر انتظار ندارید که گوشهایش اعتراضی بشنوند و چشمهایش شاهد نگرانی مردم باشد. تاکنون پیش نیامده کسی که قرار بوده بمیرد، نمیرد. اما گویا در یک لحظه همه چیز تغییر کرده بود، یعنی مدرکی در دست مرگ بود که نشان میداد دست کم در مورد یک نفر، تقدییر مانند همیشه عمل نمیکند. و اکنون موجودی که یونیفرم تاریخی خود، یعنی کفن سیاه مشهور خود بر تن و کلاه بر سر و داسی بلند در دست داشت، روی صندلی نشسته بود و همانطور که با انگشتهای استخوانی خود بر میز ضربه میزد، به اتفاقی میاندیشید که نمیتوانست پاسخی برای وقوع آن پیدا کند...
- تعداد صفحه
- ۲۴۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۶۸۷۷۶۷
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۵
نقل قولها و فعالیتها
۵ نقل قول
زندگی همین است دیگر… انسان انتظار کسی را میکشد که هرگز نخواهد آمد.
این حقیقتا رسوایی بزرگی بود. فردی که میبایست دو روز قبل بمیرد، هنوز هم به زندگی ادامه میداد.
البته این که میگویند مرگ هرگز نمیخندد حقیقت دارد، اما شاید تنها دلیل این امر، فقدان لب باشد.
تنها راه سرنگونی اژدها این است که سرش را قطع کنیم. تمیز کردن کثافات زیر ناخنش دردی را دوا نمیکند.
بهتر است گوش کنید جناب نخست وزیر! بدون وجود مرگ رستاخیزی وجود نخواهد داشت و بدون رستاخیز هم دیگر نیازی به کلیسا نخواهد بود!


