امتیاز نداده‌اید

این داستان از جایی شروع می‌شود که مرگ سراغ افراد یک سرزمین نمی‌رود و تا مدتی هیچ مرگی در محدوده جغرافیایی سرزمین مورد بحث گزارش نمی‌شود. این مساله با واکنش‌ها و محاسبات تازه‌یی همراه است. نگاه طنزآمیز نویسنده به دست و پا زدن انسانی که ناگهان پس از تاریخ سرشار از کلیشه نابودی و مرگ، به بی‌مرگی دست یافته است، اما در این بی‌مرگی کاملا منعفل است، فضالی جالبی در داستان می‌آفریند. پس از مدتی مرگ تصمیم می‌گیرد به میان انسان‌ها برگردد، از اینجا به بعد مرگ شخصیتی از شخصیت‌های داستان می‌شود که با فرستادن نامه‌های بنفش رنگ، موعد مرگ انسان‌ها را به اطلاع آنها می‌رساند. دوباره انسان منفعل به دست و پا می‌افتد و این بار شکل تازه‌یی از تحیر انسان در وضعیت تازه‌یی که در ایجاد آن دخالتی ندارد، به چش می‌آید.

تعداد صفحه
۲۱۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۴۳۲۳۹
سال نشر
۱۳۹۳
نسخه‌ها
جلد کتاب توقف در مرگ
جلد کتاب در ستایش مرگ
جلد کتاب هجوم دوباره مرگ
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

زندگی همین است دیگر… انسان انتظار کسی را می‌کشد که هرگز نخواهد آمد.

این حقیقتا رسوایی بزرگی بود. فردی که می‌بایست دو روز قبل بمیرد، هنوز هم به زندگی ادامه می‌داد.

البته این که می‌گویند مرگ هرگز نمی‌خندد حقیقت دارد، اما شاید تنها دلیل این امر، فقدان لب باشد.

تنها راه سرنگونی اژدها این است که سرش را قطع کنیم. تمیز کردن کثافات زیر ناخنش دردی را دوا نمی‌کند.

بهتر است گوش کنید جناب نخست وزیر! بدون وجود مرگ رستاخیزی وجود نخواهد داشت و بدون رستاخیز هم دیگر نیازی به کلیسا نخواهد بود!