قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)

Igrok

امتیاز نداده‌اید

بعد از دو هفته غیبت سرانجام به رولتنبورگ برگشتم. گروهمان از سه روز پیش این‌جا جمع بودند. گمان می‌کردم همه بی‌صبرانه انتظار بازگشتم را دارند، اما اشتباه می‌کردم. ژنرال بی‌تفاوت به نظر می‌رسید، با تکبر چند کلمه‌ای با من حرف زد و دست آخر مرا از سرش باز کرد و به خواهرش حواله کرد. مثل روز برایم روشن بود که از جایی، پول و پله‌ای به چنگ آورده‌اند.

تعداد صفحه
۲۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۷۲۱۲۹۱
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)
جلد کتاب قمارباز (با 9 تفسیر)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایه حقارت حریف استوار است. این یک حقیقت قدیمی است که بر اشخاص زیرک پوشیده نیست.

گاهی فکری عجیب،خیالی واهی،و به ظاهر سخت از واقعیت دور،در ذهن آدم چنان قوتی می‌گیرد که آدم آن‌را معقول و عملی می‌پندارد،سهل است،در صورتی که با میلی شدید و سودایی همراه باشد ممکن است آن فکر را امری ناگزیر و محتوم و مقدر بشمارد،چیزی که ممکن نیست حقیقتا شدنی نباشد.

ذهن طبیعی فرانسوی جز منطقی بازاری نمی‌فهمد و حاصلش جز چیزی مسکین و خنک نمی‌تواند باشد.

فرانسوی جماعت به ندرت طبعا خوش‌رو و مهربان است. مهربانی‌اش همیشه انگاری سفارشی و از روی حساب است.

لذت همیشه مفید است و قدرت مطلق و بی‌حد،ولو بر یک مگس،برای خود لذتی دارد. انسان طبعا خودکامه است و از رنج دادن دیگری خوشش می‌آید.