قمارباز (با 9 تفسیر)

امتیاز نداده‌اید

بالاخره بعد از دو هفته مرخصی برگشتم. خانواده‌ای که برایشان کار می‌کنم، سه روزی می‌شود که به رولتن‌بورگ آمده‌اند. خدا می‌داند که چرا فکر می‌کردم لابد دارند انتظارم را می‌کشند؛ اما در اشتباه بودم. ژنرال، در عین بی‌اعتنایی، نگاهی به سر تا پایم انداخت، چند کلمه‌ای از سر بنده‌نوازی با من حرف زد و بعد حواله‌ام داد به خواهرش. مشخص بود از جایی پول جور کرده‌اند. به نظرم رسید، ژنرال قدری در حضورم معذب است و حتی شرم دارد نگاهم کند. و...

تعداد صفحه
۵۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۳۶۰۸۸۳
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)
جلد کتاب قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایه حقارت حریف استوار است. این یک حقیقت قدیمی است که بر اشخاص زیرک پوشیده نیست.

گاهی فکری عجیب،خیالی واهی،و به ظاهر سخت از واقعیت دور،در ذهن آدم چنان قوتی می‌گیرد که آدم آن‌را معقول و عملی می‌پندارد،سهل است،در صورتی که با میلی شدید و سودایی همراه باشد ممکن است آن فکر را امری ناگزیر و محتوم و مقدر بشمارد،چیزی که ممکن نیست حقیقتا شدنی نباشد.

ذهن طبیعی فرانسوی جز منطقی بازاری نمی‌فهمد و حاصلش جز چیزی مسکین و خنک نمی‌تواند باشد.

فرانسوی جماعت به ندرت طبعا خوش‌رو و مهربان است. مهربانی‌اش همیشه انگاری سفارشی و از روی حساب است.

لذت همیشه مفید است و قدرت مطلق و بی‌حد،ولو بر یک مگس،برای خود لذتی دارد. انسان طبعا خودکامه است و از رنج دادن دیگری خوشش می‌آید.