تسوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
Colorless tsukuru tazaki and his years of pilgrimage
- نوشته هاروکی موراکامی
- ترجمه مارال زالزر
- ناشر کولهپشتی
از ژوئیه سال دوم دانشگاه تا ژانویه همان سال، مردن تنها چیزی بود که تسوکورو تازاکی به آن فکر کرده بود. در این مدت تولد بیست یالگیاش را هم پشت سر گذاشته بود، ولی رسیدن به این نقطه عطف مردشدن برایش اهمیتی نداشت. به نظرش خاتمهدادن به زندگی طبیعیترین راه حل بود و حتی حالا هم نمیتوانست بگوید چرا آن روزها این قدم آخر را برنداشته است. گذشتن از مرز مرگ و زندگی برایش از آب خوردن هم راحتتر بود.
- تعداد صفحه
- ۳۲۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۴۲۰۱۶
- سال نشر
- ۱۳۹۴
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
حالا چیزی که مانده بود نوعی تسلیم بی صدا بود؛ حس و حالی بی رنگ، خنثی و پوچ.
چیز دیگری که از کار در شرکت آموختم این بود که اکثر مردم هیچ مشکلی با پیروی از دستورات ندارند. عملا از اینکه به آنها گفته شود چه انجام دهند خوشحال میگردند. شاید شکایت کنند، اما احساس واقعیشان چیز دیگری است. تنها از روی عادت غرولوند میکنند. اگر به آنها بگویی باید مستقل فکر کنند و خودشان تصمیم بگیرند و مسئولیت کاری را قبول کنند، میبینی هیچ کاری از آنها برنمیآید
تا پنج ماه بعد از بازگشت به توکیو، در یک قدمی مرگ زندگی کرد. لبه ی پرتگاهی تاریک، جای کوچکی برای زندگی درست کرده بود-خودش بود و خودش. در نقطه ای خطرناک، آن لب لب تلوتلو میخورد؛ اگر در خواب غلت میزد، ممکن بود ته این پرتگاه سقوط کند. با این حال وحشت نداشت. فقط به این فکر میکرد که سقوط در این پرتگاه چقدر ساده است.







