چوب نروژی
Norwegian wood
- نوشته هاروکی موراکامی
- ترجمه مهدی غبرایی
- ناشر انتشارات کتاب نشر نیکا
ردپا گتسبی بزرگ اسکات فیتز جرالد (رمان محبوب راوی و نویسنده) و ناطوردشت سلینجر (رمان دلخواه نویسنده که خود به زبان ژاپنی ترجمهاش کرده) و بسیاری رمانهای جذاب قرن نوزده و بیست در این رمان موراکامی نیز - بیش از رمانهای دیگر - پیداست. در این داستان سرشار از حسرت و فقدان (که مایه مکرر آثار موراکامی است) بهرغم داستان سرراست و کلاسیک آن، همه شخصیتها به نوعی آسیب روانی دیده، یا غیر عادیند و بدتر از همه نائوکو است که... اما روایت چنان آکنده از عشق به زندگی و تلاش برای به دست آوردن سهم خود از آن و امید به آینده است که بیجهت محبوب جوانان نشده و چهار میلیون نسخه به چاپ نرسیده. تورو واتانابه، راوی داستان، شعارش به نقل از دوستش، ناگازاوا، این است: «به حال خود دل نسوزان. فقط عوضیها این کار را میکنند.»، یا پس از فقدانها و نامرادیها میگوید: «...اما من زندگی را انتخاب کردهام.» زیباییهای رمان در این نکات خلاصه نمیشود، بلکه مالامال از ستایش طبیعت و خیر و خوبی است.
- تعداد صفحه
- ۳۷۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۹۰۶۹۵۰
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
مرگ وجود دارد، نه به عنوان نقطهی مقابل زندگی، بلکه به عنوان بخشی از آن.
اگر فقط کتابهایی را بخوانی که بقیه میخوانند، تنها میتوانی به چیزهایی فکر کنی که همه فکر میکنند.
خیلی کتاب میخواندم، اما کتابهای متعددی نمیخواندم: در واقع دوست داشتم کتابهای مورد علاقهام را بارها و بارها بخوانم. در آن زمان، نویسندههای مورد علاقهام، ترومن کاپوتی، جان آپدایک، اف-اسکات فیتز جرالد و ریموند چندلر بودند، اما هیچکس را در کلاس یا خوابگاه نمیدیدم که داستانهای چنین نویسندگانی را بخواند. آنها نویسندههایی مانند کازومی تاکاهاشی، کنزابورو اوئه، یوکیو میشیما یا نویسندگان معاصر فرانسوی را دوست داشتند و این هم دلیل دیگری بود که باعث میشد حرف زیادی برای گفتن با دیگران نداشته باشم و بیشتر با خودم و کتابهایم تنها باشم. با چشمان بسته، یک کتاب آشنا را لمس میکردم و عطرش را به مشامم میکشیدم. همین برای خوشحال کردنم کافی بود.
هجده سال گذشته بود، اما هنوز میتوانستم تک تک جزئیات آن روز را در مرغزار به خاطر بیاورم. در حالی که باران ملایم چند روزه غبار تابستان را شسته بود و کوهها یک دست به رنگ سبز درخشان درآمده بود…
وقتی هواپیما به زمین نشست، موسیقی ملایمی از بلندگوهای سقفی در فضا پیچید: نسخه زیبایی از جنگل نروژی بیتلز. این ملودی همیشه مرا میلرزاند، اما این بار ضربه از همیشه سختتر بود. »





