دیوانه وار
La folle allure
- نوشته کریستین بوبن
- ترجمه حبیب گوهری راد
- ناشر رادمهر
کریستین بوبین (متولد ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ در لو کروزوت ، Saône-et-Loire) نویسنده و شاعر فرانسوی است. کتاب« دیوانه وار» یک جواهر است! سیاستی شاعرانه که مانند رودخانه ای روان با خواننده حرف می زند. بوبین در این کتاب جذاب به ما پیشنهاد می کند که یک زندگی دوگانه داشته باشیم. او همه چیز را در مورد طبیعت انسان درک کرده است و فقط آنچه را که شهود با او نجوا می کند دنبال می کند ، او در هر کاری که انجام می دهد بسیار صادق است. این یک باد بزرگ آزادی است که در این کتاب می وزد.ما اغلب این دنیا فوق العاده را که در دوران کودکی شناخته تجربه کرده ایم، ترک کرده ایم. افسوس! بوبین وی پس از تحصیل در رشته فلسفه ، برای کتابخانه شهرداری کار کرد و سردبیر مجله Milieux بود. او همچنین یک پرستار روانپزشکی بود. اولین متون او مربوط به دهه ۱۹۸۰ است. موضوعات مورد علاقه او پوچی ، طبیعت ، کودکی و چیزهای کوچک است.
- تعداد صفحه
- ۱۴۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۶۷۳۹۶۸
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
با وجود دیگران، هرگز نمیتوان رشد کرد؛ زیرا آنها به ما عشق میورزند و تصور میکنند همین برای شناختن ما کافی است، اما تنها با رهایی از این عشق است که میتوان به رشد و تکامل رسید و نیز با انجام کارهایی که مجبور نباشیم تاوانش را به دیگران پس دهیم، باز هم نمیتوانند ما را درککنند؛ زیرا اینها از آن دسته کارهایی هستند که بخش ناپیدا و غیرقابلدسترس وجودمان انجام میدهد و پردهی عشقی که آنها رویمان انداختهاند را پنهان نساختهاست.
شاید هر کاری را نه صرفا به خاطر خود آن کار، بلکه به این دلیل انجام میدهیم تا فرصتی برای انجام کارهایدیگر داشتهباشیم؛ کارهایدیگری که با روحیات ما سازگار باشد.
نوزادان در خواب بزرگ میشوند و به آرامی و به گونهای که هرگز حس نمیشود، قد میکشند، وزنشان زیاد میشود و کمکم قدرت مییابند. چشمانشان کمتر میترسد، لبهایشان کمتر میلرزد و با دقت بیشتری به دنیا مینگرند.
ما انسانها ابلهانی هستیم که یک تحسینجزئی، ما را شادمان میسازد و ارواحی هستیم که نسیمی بسیارملایم، به تنمان لباس میپوشاند. دنیا همانند پردهی سینما، پر چین و شکن است و هنرپیشگان آن، انسانهای بیچارهای هستند که همیشه در جستجوی آینهای هستند تا سوالات تکراریشان را مدام از او بپرسند: ”آینه به من بگو، راستش را بگو، -گرچه میدانی تحمل شنیدن حقیقت را ندارم- آیا هنوز مرا دوستدارند؟ آیا هنوز برای کارهایم ارزش قائلند؟“
زندگی به من علاقهمند است؛ زیرا همیشه زمانیکه ممکناست فراموششکنم، به سراغم میآید. پس جای نگرانی نیست!



