دکتر جکیل و مستر هاید۱۳۹۶/۴/۳
برای هر چیزی پایانی است؛ بزرگترین پیمانهها هم روزی پر میشوند. ص 90۲ پسند
برای هر چیزی پایانی است؛ بزرگترین پیمانهها هم روزی پر میشوند. ص 90۲ پسند
در دنیا دو جور آدم وجود داره: آدمای خوب و آدمای بد. آدمای خوب شبا خیلی خوب میخوابن، اما آدمای بد… میدونین، اونا میدونن که از ساعات شب استفادههای بهتری هم میشه کرد.۱ پسند
واقعیت را نمیشود از نو ساخت، همان طورکه هست قبولش کن. سر جایت محکم بایست و با آن روبرو شو و بپذیرش. هیچ راه دیگهای وجود ندارد.۲ پسند
در تمام این مدت، هرگاه به او فکر میکردم دچار احساس نگفتنی میشوم- احساسی برتر؛ فکر میکنم نخستین بار است چنین چیزی برایم پیش میآید، نمیدانم این احساس را چه بنامم از داستان تیک تاک۰ پسند
فقط دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد… به هر حال چندان پیچیده نیست. از داستان مرخصی۰ پسند
یکی از درسهایی که در مدرسه یاد گرفتم، فرضیهی یکی از فیلسوفان عهد عتیق است که میگفت: «جایی که در آن هستیم، اهمیتی ندارد؛ مهم این است که در چه حالت روحی قرار داریم.» از داستان مرخصی۰ پسند
هر کسی در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرفهای خودش را به او بزند، آزادانه، بدون رودربایستی، بدون خجالت، و الا آدمی از تنهایی دق میکند. ص 68۱ پسند
ماهیسیاهکوچولوگفت: «شما زیادی فکر میکنید. همهاشکه نباید فکر کرد. راهکه بیفتیم، ترسمان به کلی میریزد. !»۰ پسند
بوها بهترین چیز برای جان دادن به گذشته هستند.۰ پسند
انگار تقدیر یا تصادف، سماجت میکند و میخواهد ملاقاتی ترتیب دهد و زندگی تان را سمت مسیر تازه ای هدایت کند، ولی معمولا شما به این ندا جواب نمیدهید و از کنار آن چهره میگذرید، او برای همیشه ناشناس میماند و شما هم احساس آرامش میکنید و هم سرزنش.۰ پسند
جایی خوانده بودم، ملاقات هایی که تقدیر جلوی راه آدم میگذارد بسیار محدودند…عشق خودش خواهد آمد، بی هیاهو… نمیتوان از آن فرار کرد… آرام و آهسته میآید و در گوشهای از قلبت مینشیند. زمانی متوجه آمدنش خواهی شد که بدون آن نفس کشیدن دشوار میشود…۱ پسند
به سمت مقصد رفتن، از رسیدن به اون با ارزش تره! وقتی برنده میشی یا به مقصد میرسی یه خلا رو تو خودت حس میکنی! واسه پر کردن همین خلا باید دوباره راه بیفتی مقصد تازهیی پیدا کنی.۱ پسند
احترام به قول را ثروتی میدانست که نمیشد به باد فنا داد.۰ پسند
سوفی، دلواپسی من این است که مبادا تو هم مانند بسیاری از مردم چنان تربیت بشوی که جهان را بدیهی بشماری. امور روزمره زندگی، شگفتی جهان را از یادمان میبرد.۰ پسند
در این دم در جهان بودن، اینجا و آنجا رفتن و در ماجرایی شگفتانگیز شرکتداشتن فوقالعاده نیست.۰ پسند
یک قانون بشری: برای اینکه یک آدم را نسبت به چیزی حریص کنی، فقط باید کاری کنی که رسیدن به آن چیز مشکل باشد.۲ پسند
کسانی که هیچ وقت نظرشان را عوض نمیکنند، واقعا وظیفه دارند که از همان اول صحیح نظر بدهند.۰ پسند
چشم سر کور است، باید با چشم دل پیاش گشت.۰ پسند
اما داشت نکته مهمی را میفهمید: تصمیمها تنها آغاز یک ماجرا هستند. هنگامی که آدم تصمیمی میگیرد، در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب میشود که او را به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم گیری خوابش را هم نمیدیده است.۰ پسند
نمیفهمیدم این شصت هزار نفری که در این شهر ساکن بودند چگونه فکر میکردند؟ برای چه انجیل میخواندند؟ چرا دعا میکردند؟ برای چه روزنامه و کتاب میخواندند؟ از گفتهها و نوشتههایی که تا آن روز به آنها رسیده بود چه استفادهای میبردند؟ هنوز همان تیرهگیهای دماغی و همان دشمنی با آزادی که سیصد سال پیش دیده میشده است، در آنها وجود داشت.۰ پسند