رمان ایرانی

پدر آن دیگری

از روزی که به خنگیم پی بردم، نسبت به این کلمه حساس شدم وقتی به این اسم صدایم می‌کردند عصبانی می‌شدم، جیغ می‌کشیدم، چیزی را می‌شکستن، یا کسی را می‌زدم و یک خرابکاری درست و حسابی راه می‌انداختم، ولی از آن لحظه که واقعیت را پذیرفتم حالت‌هایم عوض شد، با شیندن این اسم عصبانی نمی‌شدم ولی انگار چیزی راه گلویم را می‌بست، انگار کسی قلبم را چنگ می‌زد، انگار...

روزبهان
۹۷۸۹۶۴۸۱۷۵۰۱۱
۱۳۸۸
۲۹۲ صفحه
۶۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های پرینوش صنیعی
سهم من
سهم من همیشه از کارهای پروانه تعجب می‌کردم. اصلا به فکر آبروی آقاجونش نبود. توی خیابون بلند حرف می‌زد، به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کرد، گاهی هم می‌ایستاد و یک چیزایی رو به من نشون می‌داد. هر چی می‌گفتم زشته، بیا بریم، محل نمی‌ذاشت. حتی یک بار منو از اون طرف خیابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچیک، نزدیک بود از خجالت ...
سهم من
سهم من همیشه از کارهای پروانه تعجب می‌کردم. اصلا به فکر آبروی آقاجونش نبود. توی خیابون بلند حرف می‌زد، به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کرد، گاهی هم می‌ایستاد و یک چیزایی رو به من نشون می‌داد. هر چی می‌گفتم زشته، بیا بریم، محل نمی‌ذاشت. حتی یک بار منو از اون طرف خیابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچیک، نزدیک بود از خجالت ...
رنج هم‌بستگی
رنج هم‌بستگی
مشاهده تمام رمان های پرینوش صنیعی
مجموعه‌ها