رمان خارجی

خنده در تاریکی

دلادیمیر ناباکوف، نویسنده، مترجم، شاعر و استاد ادبیات در سال 1889 در روسیه متولد شد و در 1977 در آمریکا درگذشت. اعتبار و شهرت فراوان ناباکوف با رمان ”لولیتا“ به اوج رسید که در زمان انتشار واکنش‌های متفاوتی برانگیخت. وی علاوه بر اعتبار فراوانش به عنوان رمان‌نویسی طراز اول، در حوزة تدریس و نقد ادبی هم از سرآمدان قرن بود. «خنده در تاریکی» که در دنیای سینمایی برلین در دهة 1930 می‌‌گذرد، رمانی ظریف و طنزآمیز است دربارة عشق و فریب که بدبینی و شکاکیت ناباکوف با زبان دوپهلو و سنجیده‌اش از آن اثری برجسته می‌سازد.

مروارید
9789645881793
۱۳۸۵
۲۵۷ صفحه
۱۶۰۶ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ولادیمیر ناباکوف
صفحه نویسنده ولادیمیر ناباکوف
۲۳ رمان ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود. وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود. ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ...
دیگر رمان‌های ولادیمیر ناباکوف
مجموعه داستان‌های کوتاه ولادیمیر ناباکوف 2 (3 جلدی)
مجموعه داستان‌های کوتاه ولادیمیر ناباکوف 2 (3 جلدی)
نمادها و نشانه‌ها
نمادها و نشانه‌ها من مانند یک نابغه فکر می‌کنم. و همانند نویسنده‌ای برجسته می‌نویسم و مانند یک بچه حرف می‌زنم.
ناتاشا
ناتاشا ناتاشا روی پله‌ها با همسایه‌اش، بارون وولف، ساکن آن طرف سرسرا برخورد کرد. کمابیش کاهلانه از پله‌های لخت چوبی بالا می‌رفت. دستش را با ملایمت روی نرده‌های پلکان می‌کشید و به نرمی از میان دندان‌ها سوت می‌زد. «با این عجله کجا می‌ری ناتاشا؟» «داروخانه، که نسخه پدر رو بپیچم. دکتر الان این‌جا بود. پدر بهتره.» «آه، این خبر خوبیه.»
شاه بی‌بی سرباز
شاه بی‌بی سرباز این جانور چموش (شاه، بی‌بی، سرباز) از همه رمان‌هایم بی‌خیال‌تر است. تبعید تنگ‌دستی غم غربت تاثیری بر نگارش تو‌در‌تو و پرشور و جذبه آن نداشته است. طرح اولیه‌اش تابستان 1927 در سواحل ماسه‌ای خلیج پومرانیا شکل گرفت. رمان را زمستان همان سال در برلین نوشتم و تابستان 1928 تکمیل کردم. اوایل اکتبر 1928 در برلین با نام کارول، داما، والت ...
دفاع لوژین
دفاع لوژین چیزی که بیش‌تر متحیرش کرد این بود که از دوشنبه به بعد لوژین می‌شد. پدرش لوژین بزرگ، لوژین پا به سن گذاشته، که چند کتاب نوشته بود با لبخند از اتاق پسرش خارج شد، در حالی که دست‌هایش را به هم می‌مالید (که به روال هر شب آن‌ها را با کرم چرب کرده بود)، و با دمپایی‌های جیر، با آن ...
مشاهده تمام رمان های ولادیمیر ناباکوف
مجموعه‌ها