رمان خارجی

شکارچی رویا

(Dream catcher)

روزی، روزگاری در شهر (دری) که اشباح در آن رفت و آمد می‌کردند، چهار پسر بچه دست به عملی شجاعانه زدند و شانه به شانه‌ یکدیگر پسرک عقب مانده‌ای را از چنگال مشتی قلدر ضعیف‌کش نجات دادند. کاری که بی آن که خود بدانند آنان را دگرگون کرد...

9789648564815
۱۳۸۸
۶۴۰ صفحه
۲۵۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
استفن کینگ
صفحه نویسنده استفن کینگ
۲۶ رمان استیون ادوین کینگ نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.
دیگر رمان‌های استفن کینگ
رهایی از شاوشنک
رهایی از شاوشنک بعضی از پرنده‌ها برای قفس آفریده نشده‌اند. بال و پرشان نورانی است و نغمه‌هایشان دلنشین و رهایی‌بخش. پیام‌آور آزادی‌اند، نه اسارت. پس باید رهایشان کنی، وگرنه خود راهی برای رهایی خواهند یافت. در قفس را باز می‌کنی تا غذایشان دهی، اما پرواز می‌کنند و می‌روند و دیگر هرگز دستت به آن‌ها نمی‌رسد. اینجاست که باطن آزادی‌خواهت، که خواهان رهایی آن ...
راز
راز مردی به دلیل خیانت به همسرش ـ و به رغم عشقش به او ـ به ویلایش در کنار دریاچه‌ای دور افتاده پناه می‌برد تا رمانی جدید بنویسد.اما مردی غریبه از راه می‌رسد و او را متهم به سرقت ادبی می‌کند.سپس چند قتل و آتش‌سوزی رخ می‌دهد، اما هنوز رازی ناگشوده در میان است.
هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد هر آنچه دوست داری، از دست خواهی داد، ماجرای مردی است به نام آلفرد زیمر فروشنده‌ سیاری که قصد دارد، در متلی خودکشی کند. او دچار روزمرگی شده، و تنها تفریح و سرگرمی‌اش جمع‌آوری نوشته‌های روی دیوار دست‌شویی‌های بین راهی است. او همه آن‌ها را در دفترچه‌ای نوشته- تنها انگیزه‌ای که مانع خودکشی‌اش شده، فقط و فقط همین دفترچه است- ...
تلفن همراه
تلفن همراه رمان تلفن همراه 1 رمان آخرالزمانی در ژانر وحشت، از آخرین نوشته‌های استیون کینگ است. در این رمان، از جایی، سیگنالی ناشناس به شبکه جهانی تلفن همراه ارسال می‌شود، که هر دارنده تلفن همراه را ناگهان تبدیل به قاتلی روانی می‌کند. با حمله وحشیانه انسان‌ها به یکدیگر، تمدن رو به نابودی می‌رود...
داستان‌های پراکنده
داستان‌های پراکنده برنت گلوله‌ها را روی ریل سمت چپ ردیف کرد... کنار ریل به صف شدیم. گلوله‌ها جلو چشم‌های مصمم‌مان می‌درخشیدند. جان اولین کسی بود که صدای قطار را شنید، و وقتی به دستور برنت جلوتر رفتیم متوجه شدم دارم تند و تند زیر لب دعا می‌خواند. دووی کمی دورتر در سمت راست من ایستاد. صدای غرش واگن‌های قطار نزدیک شد، و کمی ...
مشاهده تمام رمان های استفن کینگ
مجموعه‌ها