از "مهتاب عشق " تا "مهر زندگی"
مهتاب یادآور عشق است و تکرار دلدادگی.
و مهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی.
مهر و مهتاب همان گرمای عشق هر روزهی ماست و روایت آن تکراری است از زندگی با نیمنگاهی متفاوت.
شعله آبی
«در طول عمرمان چقدر حرف و کلمه را قورت میدهیم؟ کلماتی که ممکن است راه زندگی و سرنوشتمان را برای همیشه عوض کند. چطور که از بلعیدن آن همه حرف پر از بار احساسی رودل نمیشدیم؟!
خوش به حال کسانی که حداقل نصف این حرفها را بر زبان میآورند و از عواقبش نمیترسیدند.
اما من...شاید از بچگی عادت کرده بودم حرفها را ...
افسون سبز
داستان، حرکتی لطیف و جذاب دارد...
شروع و ادامه کتاب، چنان منطقی و واقعی است که خواننده در چند برگ اول آن، با داستان عجین میشود و کتاب را تا پایان ادامه میدهد. و آنچه تامل انگیز مینماید، واقعیتی است ملموس از جامعهای که در آن زندگی میکنیم: دختری زیبا که در آستانه پایان تحصیلات خود است و به ناگاه ...
حوض فیروزه
فکر کردم سارا اعتماد به نفس همه پولدارها را داشته دیگر. همانها که بلدند از کدام مزون لباس بخرند که مثل ما نباشند و لباسشان تک باشد. کدام آرایشگاه بروند که مواد خوبی بکار ببرد که مبادا پوست و مویشان خراب شود نه مثل ما که فقط دنبال ارزانترین جاها میگشتیم. لابد برای عطر و زر و زیور هم سلیقه ...
کنج بهشت
در آینه به خودم نگاه کردم. تا به حال که مراعات همهچیز را کرده بودم نتیجهای که میخواستم نگرفته بودم. پس چه خوب که برای یک بار هم شده نگران معیارهای تعریف شده نباشم. باید دل به دریا زد. جملهای در جایی خوانده بودم که من از اشتباهاتم رضایت بیشتری دارم چون انتخاب خودم هستند. از حرف زدن و بودن ...
نوبت عاشقی
چشم گشود با چشمهای منتظر و نگاه خشمگین و رنجیده او مواجه شد. حالا نوبت عاشقی او شده بود. نوبت عاشقیای که به خوشبختها داده میشد. به نرمی پاسخ داد:
فقط به این دلیل که میدونم جواب من هیچ تغییری در اوضاع نمیدهد با صراحت بهتون جواب میدم... بله، من هم به شما علاقهمندم!