رمان ایرانی

ابلیس کوچک

آنجا که عشق همراه یک طوفان به بلندای آسمان می‌رود و چون ریگ‌های روان به همه جا می‌نشیند، قصه‌ای آغاز می‌شود. قصه‌ای که در تنگ‌ترین و داغ‌ترین قفس تعصب اسیر و بیمار است. گرچه باد بوی گل‌های محمدی را با خود دارد، گرچه خاک زبان یکرنگی و صداقت است، گرچه آسمان پاک و گسترده است. اما این هنگام که در هر کدام جای خالی امید پیداست، به کجا می‌تواند بگریزد؟ و آیا در میان این تاریکی که هر طلوع و غروب با زبان غم آغاز می‌شود، می‌تواند شاهد طنین دل‌انگیز فرشته‌ای از آسمان مهر باشد و او را به خود بخواند؟ آیا با مرهم صدایش می‌تواند صد زخم را درمان کرده، دست لطفش موی پریشان را شانه زند؟ کنون ای آشنا با دل، با کوله باری که بر شانه نحیف‌اش سنگینی می‌کند بسویت آمده، او را بپذیر تا در طولانی‌ترین راهها، مرید مکتب محبت تو باشد.

پگاه
9789646503120
۱۳۸۸
۲۹۶ صفحه
۲۹۴۴ مشاهده
۰ نقل قول
فهیمه رحیمی
صفحه نویسنده فهیمه رحیمی
۲۹ رمان در 23 خرداد ماه 1331 در تهران دیده به جهان گشودند . اولین قطعه ادبیشان به نام دلم برای پروانه می سوزد رادر 9سالگی نوشتند.
در سال 1347 ازدواج نمودند و حاصل ازدواجشان دو فرزند به نامهای بابک و بهارک شد. سه سال مشغول به فراگیری علوم دینی در حوزه علمیه آب منگل در کرج شدند . با پشتکار و علاقه ای که به خواندن و نوشتن کتاب داشتند اولین کتاب خود را با عنوان بازگشت به خوشبختی منتشر ...
دیگر رمان‌های فهیمه رحیمی
روزهای سرد برفی
روزهای سرد برفی
بازگشت به خوشبختی
بازگشت به خوشبختی
خیال تو
خیال تو نیلوفر سر در سینه‌ام فرو برد و می‌گفت :دیدی خاله ماهی مرد،دیدی پا پری دیگه پا نداشت.چشم گریانش را بوسیدم و گفتم:مهم نیست ،پا پری پر نو در‌می‌ورد و ماهی‌ها هم دوباره تخم‌ریزی می‌کنند.وقتی ماهی جان می‌داد حس کردم که خودم دارم جان می‌دهم...
شیدایی
شیدایی در مطب را که باز کردم لحظه‌ای ایستادم. در سالن انتظار دو زن و سه مرد به انتظار نوبت نشسته بودند. قدم پیش گذاشته و بدون توجه به نگاه بیماران تا نزدیک میز منشی دکتر پیش رفتم و با نگاهی سطحی به ساعت روی دیوار گفتم: من برای ساعت هفت وقت گرفته‌ام. خانم منشی لبخندی بر لب آورد و گفت: ...
اتوبوس
اتوبوس
مشاهده تمام رمان های فهیمه رحیمی
مجموعه‌ها