رمان ایرانی

با تو هستم تا همیشه

به جای پاسخ سلامم، نگاه یخ‌زده و منجمدش را به صورتم دوخت و هیچ نگفت. هزاران حرف ناگفته، هزاران سوال بی‌جواب بر لبانم یخ زد و خشکید. داشت در پیچ خیابان ناپدید می‌شد. دیگر دلم طاقت نیاورد که این فرصت پیش آمده را از دست بدهم. فریادهایی که ظرف دو سال گذشته، از وجودم برمی‌خاست و قبل از اوج در درونم خفه می‌شد، همه با هم راه گریز یافتند و به فغان آمدند. . .

درسا
9789648759570
۱۳۸۹
۳۷۶ صفحه
۲۲۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فریده رهنما
نگین محبت
نگین محبت
فردا چکاوکی می‌خواند
فردا چکاوکی می‌خواند هر دو از دیدن هم یکه خوردند و هر دو حرکت قلب‌شان را که درون سینه به تلاطم افتاد، حس کردند. آرزوی قلبی‌شان در لحظه‌ای برآورده می‌شد که انتظارش را نداشتند زبان نگاه گویا بود و زبان بیان قاصر. با وجود این که هنوز خودشان به باور احساس‌شان به هم نرسیده بودند، قلب‌شان همراه با رگ و پی وجودشان، آن را باور ...
افسانه دل
افسانه دل
برنج تلخ
برنج تلخ
رودخانه بی‌بازگشت
رودخانه بی‌بازگشت
مشاهده تمام رمان های فریده رهنما
مجموعه‌ها