رمان خارجی

11 دقیقه

... و ناگهان... زن گناهکار شهر، حاضر شد... زنی که می‌دانست مسیح در خانه مرد فریسی در حال غذا خوردن است... بطری مرمرین محتوی معجون را برداشت. پشت سر او ایستاد. کنار پاهایش نشست... پاهایش را با اشک چشمانش شستشو داد... پاهایش را با موی سرش خشک کرد... پاهایش را بوسید... پاهایش را با معجون تقدیس کرد... مرد فریسی که او را دعوت کرده بود، با مشاهده آن منظره اندیشید: «اگر این مرد پیامبر باشد، حتما می‌داند زنی که او را لمس می‌کند، کیست... او، زنی گناهکار است!...»

نی نگار
9789641146919
۱۳۸۵
۳۰۴ صفحه
۲۶۶۵ مشاهده
۵۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
یادداشت‌های روزانه 1 عصیانگر (2015 تا 2018)
یادداشت‌های روزانه 1 عصیانگر (2015 تا 2018) تاکنون ده‌ها ترجمه از آثار پائولو کوئیلو منتشر شده است و میلیون‌ها نفر خواننده دارد. نویسنده‌ای که داستان‌هایی از سراسر دنیا را با زبانی ساده و دل‌نشین بازگو می‌کند؛ داستان‌هایی که ما نیز با بسیاری از آن‌ها آشنا هستیم و احتمالا بارها شنیده‌ایم، اما بازخوانی آن‌ها در فرهنگ‌های مختلف و با روش نگارش کوئیلو زیبا و دل‌پذیر است. آن‌چه او ...
برنده تنهاست
برنده تنهاست برنده تنهاست به گفته خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زنگی می‌کنیم. ماجرا ظرف 24 ساعت در جشنواره‌ی فیلم کن رخ می‌دهد. اما برای ایگور مالف، کارآفرین ثروتمند روس، مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می‌دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگی‌اش، اوا، را به ...
هیپی
هیپی اینک در سپتامبر 1970 زنان در دنیا حکومت می‌کردند، یا دقیق‌تر بگوییم، زنان هیپی بر دنیا حکمرانی می‌کردند. هرجا می‌رفتند، مردها می‌دانستند آن‌ها دیگر کسانی نیستند که آخرین مد روز بتواند اغوایشان کند و اکنون از موضوعات بسیار بیش‌تری نسبت به مردها آگاهند. و بنابراین مردها تصمیم گرفتند یک‌بار برای همیشه بپذیرند که به این زن‌ها نیاز دارند؛ زن‌ها همیشه ...
جاسوس
جاسوس در زمان کودکی، پدر و مادرم مجبورم کردند تا پیانو یاد بگیرم، کاری که از آن متنفر بودم. زمانی که از خانواده جدا شدم؛ همه آن‌چه را که آموخته بودم، فراموش کردم به جز یکی: اگر سازت کوک نباشد، نواختن اکثر ملودی‌های زیبای جهان به آهنگی گوش‌خراش تبدیل می‌شوند. زمانی که در وین بودم و خدمت نظام‌وظیفه را انجام می‌دادم، ...
پدران فرزندان نوه‌ها
پدران فرزندان نوه‌ها پدر روزنامه می‌خواند، اما پسرک مدام مزاحمش می‌شد. حوصله‌ی پدر سر رفت و صفحه‌ای از روزنامه را که نقشه‌ی جهان را نمایش می‌داد، جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد. بیا کاری برایت دارم. یک نقشه‌ی دنیا به تو می‌دهم، ببینم می‌توانی آن را دقیقا همان‌طور که هست بچینی؟ و دوباره به سراغ روزنامه‌اش رفت، می‌دانست پسرش تمام ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها