رمان خارجی

غبرستان حیوانات خانگی

(Pet sematary)

دکتر لوئیس کرید به همراه خانوده‌اش به خانه‌ای در خارج از شهر نقل مکان می‌کند. در همسایگی این خانه، جود کرندال زندگی می‌کند که رابطه دوستی نزدیکی با لوئیس برقرار می‌کند. کمی دورتر از این خانه، قبرستانی وجود دارد که نام آن، بر اثر اشتباه املایی بچه‌ها، غبرستان حیوانات خانگی گذاشته شده است. بچه‌های آن منطقه حیوانات خانوادگی خود را در این قبرستان دفن می‌کنند. در روز جشن شکرگزاری، زمانی که خانواده لوئیس در شیکاگو هستند، گربه آیلی، دختر لوئیس در جاده کنار خانه تصادف می‌کند. جود، لویس را همراه خود به قبرستانی عجیب در پشت غبرستان حیوانات خانگی می‌برد تا گربه را در آنجا به خاک بسپارد. روز بعد، گربه به خانه باز می‌گردد... زنده است. اما انگار چیزی مرده درونش وجود دارد... بوی مرگ می‌دهد. اتفاقات ترسناک دیگری هم در راه است. دخالت در کار مرگ عواقبی دارد...

9786001193477
۱۳۹۱
۵۶۲ صفحه
۸۵۵۹ مشاهده
۱ نقل قول
استفن کینگ
صفحه نویسنده استفن کینگ
۲۶ رمان استیون ادوین کینگ نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.
دیگر رمان‌های استفن کینگ
امیدهای جاودان بهاری
امیدهای جاودان بهاری فصول گوناگون شامل چهار داستان در چهار سبک و حال و هوا و موضوع مختلف است که در سال 1982 نگاشته شده. داستان‌هایی غیروحشتناک. این کتاب در سال 1983 نامزد بهترین مجموعه داستان جایزه World fantasy awards شد. کتاب اول، ریتا هی‌ورث و رهایی از شاوشنک در مورد مرد بی‌گناهی است که حتی لحظه‌ای امیدش را از دست نمی‌دهد، و ...
تاریکی مطلق (3 داستان کوتاه)
تاریکی مطلق (3 داستان کوتاه) در داستان تاریک و جذاب معامله منصفانه کینگ خواننده را با استریتر ـ مردی مبتلا به سرطان ـ آشنا می‌سازد. او که برای افزایش طول عمرش حاضر است دست به هر کاری بزند، معامله‌ای عجیب با فروشنده دوره‌گردی انجام می‌دهد، فروشنده‌ای که کارش افزایش و تمدید چیزها است. اما برای هر معامله، قیمتی گزاف باید پرداخت. در داستان یک ازدواج ...
شکارچی رویا
شکارچی رویا روزی، روزگاری در شهر (دری) که اشباح در آن رفت و آمد می‌کردند، چهار پسر بچه دست به عملی شجاعانه زدند و شانه به شانه‌ یکدیگر پسرک عقب مانده‌ای را از چنگال مشتی قلدر ضعیف‌کش نجات دادند. کاری که بی آن که خود بدانند آنان را دگرگون کرد...
7 تیرکش (برج تاریک 1)
7 تیرکش (برج تاریک 1) مرد سیاه‌‌پوش به بیابان گریخت و هفت تیرکش تعقیبش کرد. بیابان،پهنه‌ای وسیع، سرآمد تمام بیابان‌ها بود و از هر سو، آسمان بر فراز آن خودنمایی می‌کرد. سفید، خیره‌کننده، خشک و بی‌آب؛ بی‌‌آن‌که در آن سرپناهی یافت شود. در افق کوه‌های مه‌آلود رخ می‌نمود و علف افیونی رویایی شیرین، کابوسی ترسناک و مرگ را به ارمغان می‌آورد. ردیف سنگ‌هایی که نامنظم ...
مشاهده تمام رمان های استفن کینگ
مجموعه‌ها