نمایش‌نامه

مجموعه آثار چخوف 7 (7 جلدی) نمایش‌نامه

آنتوان چخوف از بسیاری جهات مدیون صحنه بود: روی صحنه بود که خویشتن را به عنوان یک درام‌نویس باور می‌کرد. بارها اتفاق افتاده بود که در جریان تمرین یک نمایش‌نامه یا حتی در فردای اولین شب نمایش آن، دست به اصلاح و ‹‹مرمت›› و گاهی اوقات تغییر بنیادی نمایش‌نامه می‌زد. او ضمن تغییر و اصلاح و حذف اضافات ‹‹غیر چخوفی›› آن‌ها، با سرسختی و شهامت یک کاشف، به سوی شناخت خود راه می‌گشود، اما رابطه‌اش با تئاتر فارغ از ناهمواری‌ها و دغدغه خاطر نبود، آن‌چنان که در سال‌های آخر حیات خود نوشت: ‹‹چه کنم که با نمایش‌نامه‌هایم همیشه یک اتفاقی می‌افتد و نمی‌دانم سبب چیست که هر نمایش‌نامه‌ام همراه با جنجال چشم به جهان می‌گشاید و همیشه به جای آنکه مانند هر مولفی از خلق اثر خود لذت ببرم، دچار احساس عجیبی می‌شوم.››

توس
9789643155506
۱۳۸۱
۵۰۰ صفحه
۵۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
آنتوان چخوف
صفحه نویسنده آنتوان چخوف
۷۶ رمان آنتون پاولوویچ چِخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشته‌است و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش نامه نویس میدانند. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از ...
دیگر رمان‌های آنتوان چخوف
دشمن‌ها شرط‌بندی
دشمن‌ها شرط‌بندی
دوئل
دوئل هرچند صد سال از درگذشت چخوف می‌گذرد اما آثار او همچنان چذابیت خود را برای مشتاقان ادبیات در سراسر جهان حفظ کرده است. در داستان‌های چخوف معمولاً رویدادهای داستان از خلال وجدان یکی از آدم‌های داستان، که کم و بیش با زندگی خانوادگی معمول بیگانه است، تعریف می‌شود. وی در داستان‌هایش به جای ارائة تفسیر به نمایش زندگی می‌پردازد، در ...
داستان زنان (داستان‌های برگزیده)
داستان زنان (داستان‌های برگزیده) دوستتان دارم. شما همه چیز من هستید ـ عمر من، خوشبختی من!... از چنین اعترافی پوزش می‌خواهم، اما چه کنم که بیش از این نمی‌توانم خاموش بمانم. از شما عشق متقابل نمی‌خواهم بلکه طلب ترحم می‌کنم. امشب، ساعت هشت به زیر آلاچیق کهنه بیایید. نامه‌ام را امضا نمی‌کنم چرا که معتقدم کاری است بی‌فایده. اما از من ناشناس نترسید. ...
دشمنان
دشمنان «عمر یک انسان از هر اندوه شخصی گران‌بهاتر است. من از شما تمنا دارم که شجاعت و شهامت به خرج بدهید، به نام انسانیت این تمنا را از شما می‌کنم.» کریلوف رنجیده گفت: «انسانیت از هر دو سو باید باشد، به نام همان انسانیت از شما خواهش می‌کنم که مرا با خود نبرید. خدایا، چه فکر عجیبی! من به زور سرپا ایستاده‌ام، ...
سرگذشت ملال‌انگیز (داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان)
سرگذشت ملال‌انگیز (داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان) در روسیه پرفسور شایسته‌ای هست به نام نیکلای ستپانویچ فلان، کارمند عالی‌رتبه و دارای نشان‌های افتخار، نشان‌ها و مدل‌های روسی خارجی‌اش به قدری زیاد است که وقتی لازم می‌آید آن‌ها را به سینه بزند، دانشجویان ایکونوستاس به او لقب داده‌اند. و ...
مشاهده تمام رمان های آنتوان چخوف
مجموعه‌ها