رمان ایرانی

حوض فیروزه

فکر کردم سارا اعتماد به نفس همه پولدارها را داشته دیگر. همان‌ها که بلدند از کدام مزون لباس بخرند که مثل ما نباشند و لباسشان تک باشد. کدام آرایشگاه بروند که مواد خوبی بکار ببرد که مبادا پوست و مویشان خراب شود نه مثل ما که فقط دنبال ارزان‌ترین جاها می‌گشتیم. لابد برای عطر و زر و زیور هم سلیقه خاص خودش را داشته، نه مثل امثال ما که هر چه بهمان بدهند با خوشحالی لستفاده می‌‌کنیم و چون پولش را نداده‌ایم، احساس پیروزی هم داشته باشیم از این که پول نداده صاحب جنسی خوب و درجه یک شده‌ایم.

9786007507292
۱۳۹۶
۴۳۲ صفحه
۲۵۸۹ مشاهده
۱ نقل قول
دیگر رمان‌های تکین حمزه‌لو
از این همه جا
از این همه جا اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا می‌رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می‌داد. قبل از این که دوستانش فرصت پیدا کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ‌ریزه روی آسفالت سرد و بی‌رحم به سرعت می‌غلتید، فکر کرد اگر ماشین نگه داشته، پس چرا او نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد. صدای خفه و بم ...
از آن سوی آیینه
از آن سوی آیینه به راستی کدامیک از ما، تصویر آن دیگری است؟ فاصله میان من و او که در آن سوی آیینه ایستاده فقط به اندازه یک حرکت است و این که چه کسی قبل از آن دیگری دستش را تکان دهد! آیا از آن سوی آیینه هم می‌توان دل‌نگران بود؟ و آیا آن‌که آن‌سو‌تر ایستاده حسرت بودن این سو را ندارد؟ شاید هم روزی، من با حسرت از آن‌سو به ...
مهر و مهتاب
مهر و مهتاب از "مهتاب عشق " تا "مهر زندگی" مهتاب یادآور عشق است و تکرار دلدادگی. و مهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی. مهر و مهتاب همان گرمای عشق هر روزه‌ی ماست و روایت آن تکراری است از زندگی با نیم‌نگاهی متفاوت.
کنج بهشت
کنج بهشت در آینه به خودم نگاه کردم. تا به حال که مراعات همه‌چیز را کرده بودم نتیجه‌ای که می‌خواستم نگرفته بودم. پس چه خوب که برای یک بار هم شده نگران معیارهای تعریف شده نباشم. باید دل به دریا زد. جمله‌ای در جایی خوانده بودم که من از اشتباهاتم رضایت بیشتری دارم چون انتخاب خودم هستند. از حرف زدن و بودن ...
مشاهده تمام رمان های تکین حمزه‌لو
مجموعه‌ها