رمان ایرانی

کنج بهشت

در آینه به خودم نگاه کردم. تا به حال که مراعات همه‌چیز را کرده بودم نتیجه‌ای که می‌خواستم نگرفته بودم. پس چه خوب که برای یک بار هم شده نگران معیارهای تعریف شده نباشم. باید دل به دریا زد. جمله‌ای در جایی خوانده بودم که من از اشتباهاتم رضایت بیشتری دارم چون انتخاب خودم هستند. از حرف زدن و بودن با او حس خوبی داشتم حتی اگر اشتباه بود.

9786007507056
۱۳۹۴
۴۱۶ صفحه
۶۲۶۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های تکین حمزه‌لو
کارما
کارما هزار بار آرزو کرد کاش ماجرا اینطوری پیش نمی‌رفت. از آن کاش‌های سرگردانی که همه آدم‌ها در گذشته‌شان پیدا می‌کنند و با این‌که می‌دانند زندگی دکمه برگشت ندارد؛ باز آرزویش می‌کنند!
1 روز دلگیر ابری
1 روز دلگیر ابری گاهی یکی از همین روزها که مثل بسیاری دیگر نادیده‌اش می‌گیریم تمام روزهای باقی مانده از عمر را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. روزی که زود تمام می‌شود ولی خیلی دیر دیرتر از آنچه فکر کنی از روح آدمی رخت برمی‌بندد. آن روز، روز آزمودن است برای عشق و همه زمزمه‌هایی که به ظاهر عاشقانه‌اند و ناگهان تبدیل می‌شوند به ...
راه طولانی
راه طولانی دوست داشتم بروم کنارش بنشینم و بی‌مقدمه بگویم: یادته من با یکی از بچه‌های همسایه بازی می‌کردم، اون کی بود؟ بعد هم خانه‌‌ای که در خواب می‌دیدم را توصیف کنم و بپرسم: اونجا خونه ما بود؟ ما حوض و درخت نخل داشتیم؟
شعله آبی
شعله آبی «در طول عمرمان چقدر حرف و کلمه را قورت می‌دهیم؟ کلماتی که ممکن است راه زندگی و سرنوشت‌مان را برای همیشه عوض کند. چطور که از بلعیدن آن همه حرف پر از بار احساسی رودل نمی‌شدیم؟! خوش به حال کسانی که حداقل نصف این حرف‌ها را بر زبان می‌آورند و از عواقبش نمی‌ترسیدند. اما من...شاید از بچگی عادت کرده بودم حرف‌ها را ...
مشاهده تمام رمان های تکین حمزه‌لو
مجموعه‌ها