نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

هنری پنجم

هنری پنچم در مجموعه نمایشنامه‌های تاریخی شکسپیر جایگاه ویژه‌ای دارد و حسن ختامی بر نمایشنامه‌های "ریچارد دوم" و "هنری چهارم" ایست، چرا که وحدت ملی را در میان دو دوران پرآشوب به نمایش می‌گذارد. محبوبیت هنری پنجم ـ که دوران حکومتش همراه با پیروزی‌های شگرف داخلی و خارجی بود و از همین رو نقطة مقابل دوران حکومت ریچارد دوم و هنری چهارم قرار داشت، نه تنها درون مایه‌ای میهن دوستانه را در دسترس نمایشنامه‌نویسان می‌گذاشت بلکه تغییر معجزه‌آسای هنری از جوانی لاابالی و ولگرد به پادشاهی آرمانی، نیز برای شاعران و نویسندگان جذابیتی فوق‌العاده داشت. اما شکسپیر نه تسلیم وسوسه‌های میهن‌پستی افراطی می‌شود و نه به ستایش تاریخ‌نویسان از هنری پنجم و جنگ‌های کشور گشایانه‌اش سرفرود می‌آورد، بلکه به بهره جستن از طنز نیرومند، حماسه‌ای از آرمان‌های انساندوستانة خود را به قالب یک نمایشنامه در می‌آورد...

احمد خزاعی
قطره
9789643415334
۱۳۹۲
۲۰۶ صفحه
۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
مکبث
مکبث تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثة سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود بر‌میکشد و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسة نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در ...
هملت
هملت بودن یا نبودن، حرف در همین است. آیا بزرگواری آدمی بیش در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم‌پیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریایی فتننه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن، نه بیش، و پنداری که ما با خواب به درد‌های قلب و هزاران آسیب طبیعی ...
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم. گرگوری: البته، و گرنه بع‌بع می‌کردیم. سمپسون: یعنی گردن به زور نمی‌دهیم، شمشیر می‌کشیم. گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟ سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر می‌کشم. گرگوری: اما دیر خشم می‌گیری. سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک می‌کند. گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
داستان شورانگیز بازرگان وندیکی
داستان شورانگیز بازرگان وندیکی آنتونیو: او را به خودش واگذار، بیش از این به التماس‌های بیهوده پی او نمی‌روم. او با جان من کار دارد، جهت آن را خوب می‌دانم. بارها کسانی را که او دنبال کرده بود و به فغان نزد من آمده‌اند خلاص کرده‌ام ، بنابراین کینه مرا در دل گرفته. سالانیو: یقین دارم دوک اخذ این جریمه را روا نخواهد دانست.
طوفان
طوفان لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دست‌هایتان. دم جلیل شما می‌بایست تا بیاکند شراع‌هایم را. پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما، بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادی‌ام بیانجامد.
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها