تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • تماما مخصوص
    ستاره داد
  • بیگانه
    ستاره داد
  • بوف کور
    ستاره داد
  • کوری
    ستاره داد
  • عقاید 1 دلقک
    ستاره داد
  • تهوع
    از تهوع :

    «آنها در پانسیونهایی که سفره‌خانهٔ خودشان می‌نامند هول هولکی ناهار می‌خورند و، چون به کمی تجمل نیاز دارند، بعد از غذا می‌آیند اینجا قهوه می‌خورند و پوکر آس بازی می‌کنند؛ … آنها نیز برای وجود داشتن ناچارند گرد هم بیایند.» (...)

  • تهوع
    از تهوع :

    «افسوس می‌خورم که همراهش نرفتم ولی دلش نمی‌خواست؛ او بود که از من درخواست کرد تنهایش بگذارم: او داشت کارآموزی تنهایی را شروع می‌کرد.» (...)

  • پرده جهنم
    از پرده جهنم :

    «اگر آدم‌ها به‌جای خیره شدن به چشم یکدیگر یه ناف‌های همدیگر نگاه می‌کردند، همیشه راه بهتری برای حل اختلاف‌های خود می‌یافتند. زیرا بر خلاف چشم‌ها، اثری از عشق یا نفرت در ناف آدم‌ها یافت نمی‌شود. ناف آدم دکمه‌ای است که آسوده روی شکم جای گرفته و فیلسوفانه لبخند می‌زند.» (...)

  • پندهای سورائو
    از پندهای سورائو :

    «پناهگاه‌ها بی‌شمارند و رستگاری یکی ست، اما راه‌های رسیدن به رستگاری به اندازهٔ پناهگاه‌ها بی‌شمار است.» (...)

  • تهوع
    از تهوع :

    «یک موجود هرگز نمی‌تواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.» (...)

  • تهوع
    از تهوع :

    «همه این آدمها وقتشان را سر این می‌گذارند که ما فی الضمیرشان را توضیح دهند، و با خوشحالی تصدیق کنند که آرا و عقایدشان یکی است.» (...)

  • پندهای سورائو
    از پندهای سورائو :

    «مردی از سهولت راه ابدیت مبهوت بود؛ چرا که دوان‌دوان مسیر سرازیری را در پیش گرفته بود.» (...)

  • پندهای سورائو
    از پندهای سورائو :

    «در کشمکش میان خودت و دنیا، دامن دنیا را بگیر.» (...)

  • سمفونی مردگان
    از سمفونی مردگان :

    وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ‌کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود. (...)

  • ناتور دشت
    از ناتور دشت :

    «این اشکال همهٔ آدم‌های باهوشه. هیچ وقت نمی‌خوان دربارهٔ مسئلهٔ جدی‌ای حرف بزنن مگه این‌که خودشون دوست داشته باشن» (...)

  • ناتور دشت
    از ناتور دشت :

    «چیزی که در مورد یه کتاب خیلی حال می‌ده اینه که وقتی آدم کتاب رو تموم می‌کنه دوس داشته باشه که نویسنده‌ش دوست صمیمی‌ش باشه و بتونه هر موقع دوست داره یه زنگی بش بزنه» (...)

  • ناتور دشت
    از ناتور دشت :

    ولی حتماً لازم نیس یکی آدم بدی باشه و تو رو افسرده کنه. طرف می‌تونه آدم خوبی باشه و باز هم افسرده‌ت کنه (...)

  • بهار 63
    از بهار 63 :

    "فقط میخوام یه دوستی معمولی باشه." … اسم اتفاقاتی که پس از آن بینمان رخ می‌داد گذاشتیم «معمولی». هر چیز معمولی معمولی نیست. خب، چیز معمولی معمولی ست دیگر. نیازی نیست بهش بگوییم معمولی. (...)

  • سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
    از سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا :

    همه پیر می‌شدیم. این نکته مثل ریزش باران آشکار بود. (...)

  • سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
    از سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا :

    … گوش کنید. شاید چیز زیادی نداشته باشم, اما همین‌ها را دارم. شاید برای پیدا کردن صورتم در عکس مراسم فارغ التحصیلی دبیرستان ذره بین لازم باشد. شاید نه خانواده داشته باشم, نه دوست و رفیق. بله, بله, همه ی این‌ها را می‌دانم. اما هرچند شاید عجیب به نظر برسد, چندان هم از این زندگی ناراضی نیستم. شاید علتش این شخصیت دو پاره ی من باشد که از همه‌ی این‌ها ... (...)