ظرافت جوجه‌تیغی

L elegance du herisson

۳.۸ از ۵ · ۱۴ رأی۳۶۰ صفحه۸۰ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

«خانم میشل ظرافت جوجه‌تیغی را دارد: از بیرون پوشیده از خار، یک قلعه واقعی نفوذناپذیر، ولی احساسم به من می‌گوید که از درون او به همان اندازه جوجه‌تیغی ظریف است، حیوان کوچک بی‌حال، به شدت گوشه‌گیر و بی‌اندازه ظریف.» ظرافت جوجه‌تیغی دومین رمان خانم موریل باربری نویسنده چهل ساله فرانسوی است که جایزه سال ۲۰۰۷ اتحادیه ناشران فرانسوی به آن تعلق گرفته است. رمان اول این نویسنده به نام شکم‌بارگی به چندین زبان ترجمه شده است.

تعداد صفحه
۳۶۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۱۶۲۹۷۸
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۸۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۸۰ نقل قول

این توانایی ما در پذیرفتن آنچه می‌خواهیم به خودمان بقبولانیم و سر خودمان کلاه بگذاریم تا پایه اعتقادات ما دچار تزلزل نشود، پدیده ای محسور کننده است.

انسان از ابتدای پدیدار شدنش تا امروز پیشرفت زیادی نکرده است: همچنان باور دارد که تصادفاً به وجود نیامده است و خدایانی که اکثریت شان مهربان اند بر سرنوشتش نظارت دارند.

شاید #زندگی یعنی همین: #ناامیدی بسیار، ولی همین طور لحظه هایی از #زیبایی که، در آن لحظه ها، #زمان همان زمان نیست. درست مثل نت‌های #موسیقی که نوعی پرانتز در گذر زمان ایجاد می‌کنند، تعلیق، یک جای دیگر در همین جا، یک #همیشه در #هرگز. آری، همین است، یک همیشه در هرگز. . . #زیبایی در جهان.

… بدین گونه است که #رنج در چهره #فرزانگان خود را نشان می‌دهد؛ رنج خود را به نمایش نمی‌گذارد، بلکه به صورت #خستگی شدید به نظر می‌آید. آیا من هم قیافه خسته ای دارم، بی آنکه فرزانه باشم؟

برای اولین بار در زندگی ام مفهوم #هرگز را احساس کردم. آری بسیار وحشتناک است. این واژه را آدم صد بار در روز به زبان می‌آورد و نمی‌فهمد که چه می‌گوید تا وقتی که با « دیگر هرگز» واقعی رو به رو شود. انسان همیشه فکر می‌کند که کنترل اوضاع را در دست دارد. هیچ چیز #ابدی به نظر نمی‌آید. . . ولی وقتی کسی که آدم او را دوست دارد می‌میرد… می‌توانم به شما اطمینان بدهم که آدم احساس می‌کند که این چه مفهومی دارد و بسیار، بسیار دردناک است. مثل یک آتش بازی که ناگهان خاموش می‌شود و تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد. خودم را تنها و بیمار احساس می‌کنم و برای هر حرکت احتیاج به نیروی فوق العاده ای دارم.