نقل‌قول‌های #زندگی

#زندگی، بیشتر اوقات کارت تبریک‌هایی این چنین برایم ارسال می‌کند. گویا این کارت‌ها را به همراه نامه‌هایی، از خارج برایم پست می‌کند، تا مرا از سرنوشتم مطمئن سازد. همان زندگی که درخشش آن هرگز به اندازه‌ی درخششی نیست که در این شعر وجود دارد: زندگی شوخی نیست آن را جدی بگیر همانند یک سنجاب بی‌انتظار از این جا و از ماورا کاری جز این نداری جز این که زندگی کنی…

این #زندگی انگار میدان اسب دوانی است. هرگز توقفی در کار نیست. آخ این‌ها که هرگز مجال یک روز #تفکر را به خودشان نمی‌دهند، این‌ها می‌میرند، مرده اند، بی چاره ها! به خود ما هم که خواستش را داریم باز این مجال را نمی‌دهند… خوشبختانه در میان آب‌های طغیانی این زندگی چند جزیره کوچک هست که بتوان بدان پناه برد: #کتاب‌های زیبای شاعران و خاصه #موسیقی.

اگر می‌بایست چیزهای جدی را با لحن جدی گفت، دیگر #زندگی تحمل ناپذیر می‌شد.

شاید #زندگی یعنی همین: #ناامیدی بسیار، ولی همین طور لحظه هایی از #زیبایی که، در آن لحظه ها، #زمان همان زمان نیست. درست مثل نت‌های #موسیقی که نوعی پرانتز در گذر زمان ایجاد می‌کنند، تعلیق، یک جای دیگر در همین جا، یک #همیشه در #هرگز. آری، همین است، یک همیشه در هرگز. . . #زیبایی در جهان.

از یک #زندگی واقعاً چه می‌ماند، وقتی آن هایی که با هم زندگی کرده بودند مدت هاست که مرده اند… کافی نیست احساس کنیم که دیگران رفته اند، بلکه باید آن هایی را که فقط در حافظه ما وجود دارند بکُشیم.