کوری
Blindness
- نوشته ژوزه ساراماگو
- ترجمه فاطمه امینی
- ناشر پارمیس
چراغ راهنما زرد شد. دو تا از ماشینهای جلویی قبل از قرمز شدن چراغ سرعت گرفتند و رفتند. آنگاه علامت مرد سبز رنگ داخل چراغ گذرگاه عابر پیاده روشن شد. افراد منتظر پا روی خطهای سپید کشیده شده بر سطح سیاه و آسفالت شده خیابان گذاشتند تا از آن عبور کنند. شاید نامش گذرگاه عابر پیاده بود اما به نظر میآمد بیشتر شبیه گورخر است. و...
- تعداد صفحه
- ۴۱۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۷۰۸۱۹۳
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
همه آدمها باید به همین گونه عمل کنند که یک روز وقتی متوجه شدند دیگر نمیتوانند هیچ کار مثبت و به درد بخوری انجام دهند، شجاعت این را داشته باشند که دنیا را ترک کنند؛ ولی وقتی امید به سراغ آدم میآید، آن وقت عقیده اش به کلی تغییر میکند.
زندگی با آدمهای دیگر چندان سخت نیست؛ ولی میزان درک آن هاست که ما را با مشکل روبه رو میکند.
انسان بالاخره به هر چیزی عادت میکند.
مسئله این بود که بعضی وقتها ضعف، باعث متمرکزنشدن فکر میشود و این نه به دلیل کمی جذابیت ذهنی آن است؛ نه! بلکه به این خاطر است که مغز آدم دچار رخوت میشود، مثل موجودی که میخواهد به خواب زمستانی برود؛ خداحافظ جهان و درنتیجهی این مسئله، غیرطبیعی نبود که شنوندهها پلکهایشان را آرام ببندند و فراز و نشیب قصه را با چشم روح خود پی بگیرند.
حتی در بیچارگیهای همگانی نیز، همیشه تعدادی از مردم نسبت به دیگران، وضع بدتری دارند.



