کوری

Ensaio sobre a cegueira

۴.۲ از ۵۴۱۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

کور شدم، کور شدم. فریادی‌ست وحشت‌آور دنیایی که همه ادعای بینایی می‌کنند، در حالی که همواره کورترین آدم‌ها آن‌هایی بودند که نمی‌خواستند ببینند نه آن‌هایی که به واقع نمی‌دیدند. این کوری سفید همه را به کام خود می‌کشد و در یک آن شعور و شرافت را از مردم می‌ستاند. دیگر نه تمدنی می‌ماند نه انسانیتی. تکنولوژی دیگر به کار نخواهد آمد و هول و هراس قلب هر انسانسی را چون چشمانش کور می‌کند. انتظار معجزه از آسمان در سیمای هر کسی مشهود است، اما آیا معجزه می‌تواند درمان‌گر این همه بی‌خردی باشد؟

تعداد صفحه
۴۱۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۵۷۹۳۲۷
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب کوری
جلد کتاب کوری
جلد کتاب کوری
جلد کتاب کوری
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

همه آدم‌ها باید به همین گونه عمل کنند که یک روز وقتی متوجه شدند دیگر نمی‌توانند هیچ کار مثبت و به درد بخوری انجام دهند، شجاعت این را داشته باشند که دنیا را ترک کنند؛ ولی وقتی امید به سراغ آدم می‌آید، آن وقت عقیده اش به کلی تغییر می‌کند.

زندگی با آدم‌های دیگر چندان سخت نیست؛ ولی میزان درک آن هاست که ما را با مشکل روبه رو می‌کند.

انسان بالاخره به هر چیزی عادت می‌کند.

مسئله این بود که بعضی وقت‌ها ضعف، باعث متمرکزنشدن فکر می‌شود و این نه به دلیل کمی جذابیت ذهنی آن است؛ نه! بلکه به این خاطر است که مغز آدم دچار رخوت می‌شود، مثل موجودی که می‌خواهد به خواب زمستانی برود؛ خداحافظ جهان و درنتیجه‌ی این مسئله، غیرطبیعی نبود که شنونده‌ها پلک‌هایشان را آرام ببندند و فراز و نشیب قصه را با چشم روح خود پی بگیرند.

حتی در بیچارگی‌های همگانی نیز، همیشه تعدادی از مردم نسبت به دیگران، وضع بدتری دارند.