آخرین فعالیتها
-
از شبهای روشن :من یه سال آزگار او را دوست داشتم و به خدا قسم که هیچ وقت هیچ وقت حتی تو فکرم هم با او ناراست نبودم. او با این کار تحقیر و مسخره ام کرد - باشه! اما اون به من ضربه زده عشقم را جریحه دار کرده. من… من دوستش ندارم. برای اینکه من فقط میتونم کسی رو دوست داشته باشم که سخاوتمند، فهیم و شریف باشه چون خودم این ... (...)
-
از شبهای روشن :چه ظالمانه از من دست کشید. چقدر غیرانسانی. اما چرا ؟ چرا ؟ حتماً تو نامهی من چیزی نبوده، اون نامه بیچاره. بوده؟ از فرط گریه میلرزید و دیگر ادامه نداد، وقتی نگاهش کردم قلبم فشرده شد. او دوباره شروع کرد: چه رفتار غیرانسانی و ظالمانه ای؛ یک خط ننوشت فقط یک خط! یا لااقل میتونست بنویسه که دیگه منو نمیخواد که از من منصرف شده؛ ولی در عرض سه روز ... (...)
-
از شبهای روشن :من یه سال آزگار او را دوست داشتم و به خدا قسم که هیچ وقت هیچ وقت حتی تو فکرم هم با او ناراست نبودم او با این کار تحقیر و مسخره ام کرد - باشه! اما اون به من ضربه زده عشقم را جریحه دار کرده من… من دوستش ندارم برای اینکه من فقط میتونم کسی رو دوست داشته باشم که سخاوتمند فهیم و شریف باشه چون خودم این ... (...)
-
از شبهای روشن :چه ظالمانه از من دست کشید چقدر غیرانسانی اما چرا ؟ چرا ؟ حتماً تو نامه من چیزی نبوده، اون نامه بیچاره بوده؟ از فرط گریه میلرزید و دیگر ادامه نداد، وقتی نگاهش کردم قلبم فشرده شد. او دوباره شروع کرد چه رفتار غیرانسانی و ظالمانه ای؛ یک خط ننوشت فقط یک خط یا لااقل میتونست بنویسه که دیگه منو نمیخواد که از من منصرف شده؛ ولی در عرض سه روز ... (...)