آرامش

آرامش

@Aidaa

  • ۴۲۷

    امتیاز

  • ۱۳

    دنبال‌کننده

  • ۲

    دنبال‌شونده

  • ۵

    نقد

  • ۹

    نقل‌قول

آخرین فعالیت‌ها

پایان این تاریکی ما همه می‌میریم (شکارچی باد)
نقل قول

پایان این تاریکی ما همه می‌میریم (شکارچی باد)

سایه‌ای درون اتاق تکان می‌خورد. کسی… او… میلوش بود. نشسته بود روی زمین و با دستانش جسمی را در هوا نگه داشته بود. نه. آن جسم، شبیه حلقه‌ی طلایی درخشانی در هوا معلق بود! میلوش آشکارا تلاش می‌کرد آن را در هوا معلق نگه دارد. این غیرممکن بود. با وجود حالت عجیبی که داشت، سیکابارو می‌کوشید از این گیجی بیرون بیاید و معنی آن‌چه را که می‌دید بفهمد ولی گویی لحظه‌ها کش می‌آمدند و او کاری از دستش نمی‌آمد. ناگهان میلوش متوجه حضور او شد. فریاد خفه‌ای کشید و چهره‌اش که برای لحظاتی حالتی طبیعی پیدا کرده بود دوباره آشفته شد، از جایش پرید و به گوشه‌ی اتاق رفت. حلقه را در مشتش می‌فشرد، بسیار ترسیده بود و پشت به سیکابارو در خودش جمع شد. لباس به هم ریخته‌اش از یک طرف آویزان شده بود و چشمان خسته‌ی دختر موخرمایی روی آخرین تصویری که آن شب دید ثابت ماند. نشانی شبیه خال‌کوبی، گلی هشت‌پر که بر کتف چپ میلوش نقش بسته

۲ پسند
میرا
نقل قول

میرا

میرا لخت شد. پیراهنش را٬ شلوار کوتاهش را و جوراب هایش را درآورد. شلاقش زده بودند. جای ضربه‌ها روی بدنش پیدا بود. خواستم در این باره حرفی بزنم ولی دیدم لبخند می‌زند و فهمیدم که دیگر حرفی نمانده است و همه چیز به خوبی جریان دارد. من هم لبخند زدم و او دید که یک دندان ندارم. . با قدم‌های بلند به طرف وان آمد و در کنارم دراز کشید. سنگین بود و خیس. سرم را زیر آب برد و مرا بوسید. آب٬ دهان هردومان را پر کرده بود. موهای سیاهش در اطراف مان شناور بود. از لثه ام هنوز خون می‌آمد و آب سرخ رنگ بدنش را پوشانده بود. دوباره بلند شد و خودش را آرام به رویم انداخت و دیگر تکان نخورد. در سطح آب فقط موهایش پیدا بود و دهان سیاه نیمه بازش.

۲ پسند
کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
نقد

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

پل استر درباره ی کتابش این گونه می‌گوید: «شهری که آانا به آن سفر کرده ، شهری است که ما سالهاست درآن زندگی می‌کنیم اما آنقدر به آن عادت کرده ایم که آن را نمی‌بینیم»

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
نقد

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

بهترین و سورئال‌ترین کتاب پل استر…

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
نقل قول

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

هر چه بیشتر به پایان نزدیک شوی، چیزهای بیشتری برای گفتن باقی می‌ماند. پایان فقط یک خیال است، مقصدی که برای خود می‌تراشی تا بتوانی به رفتن ادامه دهی، اما زمانی می‌رسد که درمی‌یابی هرگز به آن نمی‌رسی. ممکن است به ناچار توقف کنی، اما تنها به این خاطر که زمان به انتها رسیده است توقف می‌کنی، اما توقف به این مفهوم نیست که به آخر رسیده‌ای.

۱ پسند
کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
نقل قول

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

«این‌ها آخرین‌ها هستند. امروز خانه‌ای سر جایش است و فردا دیگر نیست. خیابانی که دیروز در آن قدم می‌زدی، امروز دیگر وجود ندارد. اگر در شهر زندگی کنی، یاد می‌گیری که هیچ چیز بی‌ارزش نیست. چشم‌هایت را مدتی ببند، بچرخ و به چیز دیگری نگاه کن. آن وقت می‌بینی چیزی که در برابرت بوده ناگهان ناپدید شده است. می‌دانی، هیچ چیز دوام ندارد. حتی اگر فکرهایی درباره چیزی در سر داشته‌ای نباید وحشتت را در جستجویش تلف کنی. وقتی چیزی از بین می‌رود مفهومش این است که به پایان رسیده.»

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
نقل قول

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

«آدم باید عادت کند که به کمترین‌ها قانع باشد. هر چه کمتر بخواهی، به چیزهای کمتری راضی می‌شوی و هر چقدر نیازهایت را کم کنی، وضعت بهتر می‌شود. این بلایی‌ست که شهر به سرت می‌آورد. شهر افکارت را پشت و رو می‌کند. تو را وا می‌دارد زندگی را بخواهی و در عین حال می‌کوشد که آن را از تو بگیرد. از این وضع نمی‌توان گریخت. یا می‌پذیری یا نمی‌پذیری. اگر بپذیری، نمی‌توانی مطمئن باشی که بار دیگر بتوانی تکرارش کنی و اگر نپذیری، دیگر هرگز نمی‌توانی.»

۲ پسند
سومین پلیس
نقل قول

سومین پلیس

پرسید «ضمیرت چیه ؟» جواب دادم «من ضمیر ندارم.» کاش می‌دانستم منظورش چه بود. «دندانه ت چیه ؟» «دندانه م ؟» «پس اسمت ؟» «اون رو هم ندارم.» «یه زمانی یه آدم قد بلندی رو می‌شناختم که اون هم اسمی نداشت. مطمئنم که تو پسرش هستی و وارث هیچی و پوچیش. پدرت این روزا چی کار می‌کنه ؟ کجاست ؟»

سومین پلیس
نقل قول

سومین پلیس

گروهبان صمیمانه گفت «اگه به کل قضیه این جوری نگاه می‌کنی پس من خیلی به تو مدیونم و همیشه از تو خاطره ی خوبی توی ذهنم باقی می‌مونه. به عنوان یک مرحوم بسیار محترمانه و با مناعت طبعی باور نکردنی با قضیه برخورد کردی.» فریاد زدم «چی ؟» «همون طور که به طور خصوصی بهت گفتم باید یادت باشه مصادره ی هر چیز به نفع شخصی یکی از نشانه‌های حکمته. من امروز از همین قانون پیروی کردم و بنابراین تو تبدیل به یه قاتل شدی. بازرس یه متهم زندانی درخواست کرد. حضورت در اون لحظه بدشانسی تو بود و البته خوش اقبالی من. هیچ چاره ای نداریم به جز این که شما رو به خاطر این جرم سنگین کش و قوس بدیم.» «من رو کش و قوس بدین ؟» باید صبح علی الطلوع دارت بزنیم. " تته پته کنان گفتم «این خیلی ناعادلانه ست ، بی رحمانه ست… وحشتناکه… شیطانیه.» صدایم از شدت ترس می‌لرزید. گروهبان توضیح داد «قانون این بخش از کشور همینه» داد زدم «من مقاومت می‌کنم. من برای حفظ جونم می‌جنگم حتا اگه توی این راه کشته بشم.» گروهبان قیافه ای حاکی از نارضایتی به خودش گرفت و بعد یک پیپ عظیم درآورد و وقتی گوشه ی لبش گذاشت پیپ شبیه یک تبر غول پیکر شد. وقتی به راهش انداخت گفت «راجع به دوچرخه.» «کدوم دوچرخه ؟» «دوچرخه ی من. ناراحت نمی‌شین اگه شما رو نندازم توی سلول ؟ نمی‌خوام خودخواهی به خرج بدم ولی من باید خیلی به فکر دوچرخه م باشم. این جا توی اتاق انتظار اصلن جاش نیست.» به آرامی گفتم «اشکالی نداره.» «شما به صورت مشروط آزادین و می‌تونین تا وقتی که ما چوبه ی دار رو توی حیاط پشتی علم می‌کنیم همین دور و اطراف باشین»

۳ پسند
سومین پلیس
نقد

سومین پلیس

فانتزی یعنی این. یعنی سومین پلیس. ترجمه خیلی روون نبود. یعنی اون ترجمه ی خوبی که در اتحادیه ابلهان از خاکسار می‌بینیم خب این جا نیست. اما کتاب اون قدر المان و تصاویر فانتزی داره که شما در اون غرق میشین.

قاضی و جلادش
امتیازخوانده‌ام

قاضی و جلادش

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

مثلا برادرم
امتیازخوانده‌ام

مثلا برادرم

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

تیمبوکتو
امتیازخوانده‌ام

تیمبوکتو

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

غرور و تعصب
امتیازخوانده‌ام

غرور و تعصب

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

بی‌خانمان‌های پاریس و لندن
امتیازمحبوب

بی‌خانمان‌های پاریس و لندن

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

مرد سوم
امتیازمحبوب

مرد سوم

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)
امتیازمحبوب

کشور آخرین‌ها (سفر آنا بلوم)

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

ماجرای عجیب سگی در شب
امتیازمحبوب

ماجرای عجیب سگی در شب

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

سوء‌ظن
امتیازخوانده‌ام

سوء‌ظن

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

سرزمین گوجه‌های سبز
امتیازمحبوب

سرزمین گوجه‌های سبز

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.