الهام

الهام

@Elham

تهران

  • ۱۰۸۳۷

    امتیاز

  • ۲۱۸

    دنبال‌کننده

  • ۱۲۱

    دنبال‌شونده

  • ۲

    نقد

  • ۲۰۴

    نقل‌قول

من زان خودم، چنان‌که هستم هستم

نقل قول‌ها

خوبی چت همین است. هر وقت بخواهی، چیزی می‌گویی و هر وقت نمی‌خواهی، نمی‌گویی و بدون خداحافظی گم می‌شوی. می‌توانی با بغض بخندی و هیچ‌کس نفهمد داری گریه می‌کنی. می‌توانی جواب حرفی را که دوست نداری ندهی، دست‌هایت را زیر چانه بزنی، خیره شوی به مانیتور و بگویی سرم شلوغ است.
۵ پسند
خون خورده۱۴۰۰/۱/۳
در خاورمیانه یک باستان‌شناس باید به هر واقعیتی شک کند و هر افسانه‌ای را جدی بگیرد. زیرِ خاکِ ایران، عراق، فلسطین، اُردن، لبنان، مصر و کُلی جای دیگر پُر بود از همین افسانه‌ها
۱ پسند
خون خورده۱۴۰۰/۱/۳
این خاصیت تاریخ است، که پُر است از چیزهایی که کسی نمی‌بیند اما اتفاق می‌افتند و وقتی هم که گم می‌شوند، ککِ کسی نمی‌گزد.
۱ پسند
خون خورده۱۳۹۹/۷/۲۸
تاریخ پر است از این لحظه‌ها، آدم‌هایی که می‌خواهند ناگهان کار را یکسره کنند و بروند گوشه‌ای و آن‌قدر زندگی کنند که جوانی بشود خاطره‌ای دور، خیلی دور…
۴ پسند
خون خورده۱۳۹۹/۷/۲۸
ناصر برای اولین بار از مریم به صراحت شنیده بود که دوستش دارد. و حالا حاضر بود هرکاری بکند. تاریخ پر است از مردان جوانی که وقتی می‌فهمند دوست داشته شده‌اند حاضرند دست به هرکاری بزنند، حتی آتش زدن یک صومعه قدیمی یا حمله به یک دژ مقاوم در یکی نبردهای صلیبی…
۴ پسند
مجازاتی وحشتناک‌تر از این نمی‌تواند وجود داشته باشد، اصلا اگر چنین چیزی امکان‌پذیر باشد، که یک نفر در جامعه رها شود و تمام اعضای آن جامعه او را به کلی نادیده بگیرند. اگر وقتی وارد جایی می‌شدیم هیچ‌کس رویش را به سمتمان برنمی‌گرداند، وقتی حرف می‌زدیم هیچ‌کس جوابمان را نمی‌داد، یا هیچ‌کس اهمیت نمی‌داد چه‌کار می‌کنیم و اگر همه‌ی آدم‌هایی که ملاقات می‌کردیم «ما را مرده فرض می‌کردند» و جوری رفتار می‌کردند که انگار وجود نداریم، طولی نمی‌کشید که خشم و یاسی عاجزانه ما را فرامی‌گرفت، که ظالمانه‌ترین شکنجه‌ی جسمانی در مقایسه با آن آسایش محسوب می‌شد.
۲ پسند
ثروت به معنای داشتن چیزهای زیادی نیست، بلکه به معنای داشتن چیزهایی است که دوست داریم داشته باشیم. ثروت مطلق نیست، بلکه نسبی است و به میل و خواست ما بستگی دارد. هروقت چیزی را طلب کنیم که نمی‌توانیم به دستش بیاوریم، فقیرتر می‌شویم حتی اگر دارایی‌های زیادی داشته باشیم. و هر زمان از چیزی که داریم احساس رضایت کنیم، ثروتمند محسوب می‌شویم. در صورتی که ممکن است در حقیقت دارایی زیادی نداشته باشیم.
۴ پسند
راز مادرم۱۳۹۹/۱/۳
وقتی بچه هستید فکر می‌کنید پدر و مادرتان شبیه بقیه‌ی پدر و مادرها هستند و هر چیزی که در خانه‌ی شما اتفاق می‌افتد در خانه‌های دیگران هم اتفاق می‌افتد. هیچ‌گونه تفاوتی را نمی‌توانید درک کنید. برای همین من همیشه فکر می‌کنم همه مثل من از پدرشان می‌ترسند. فکر می‌کنم مردها ازدواج می‌کنند تا کسی برایشان آشپزی و تمیزکاری کند. درکی از این ندارم که بعضی مردها واقعا عاشق زن و بچه‌هایشان هستند.
۲ پسند
راز مادرم۱۳۹۹/۱/۳
«پول رو انتخاب می‌کنید؟ چرا؟» «خب زیبایی همیشگی نیست، داشتن دانش هم خوبه اما پول شکم گرسنه رو سیر می‌کنه. من اگه پول داشته باشم می‌تونم هر چیزی رو که می‌خوام یاد بگیرم. می‌تونم کتاب و معلم داشته باشم. پول به شما حق انتخاب می‌ده، بهتون آزادی عمل می‌ده و توانایی این رو می‌ده که از دیگران مراقبت کنید. آره من پول رو انتخاب می‌کنم»
۲ پسند
راز مادرم۱۳۹۹/۱/۳
حالا دنیا طوری شده که برای زنده ماندن یا باید در اقلیت و در حاشیه باشی یا باید ارتباطات سطح بالا داشته باشی.
۱ پسند
راز مادرم۱۳۹۹/۱/۳
جنگ به شما یاد می‌دهد به خاطر فاصله‌ی کمی که مرگ با شما دارد زندگی‌تان همیشه در حالت اضطرار باشد. شاید به همین دلیل است که فکر می‌کنید نمی‌شود در این اوضاع عاشق شد.
۱ پسند
راز مادرم۱۳۹۹/۱/۳
آیا ما واقعا وقتی می‌شکنیم قوی‌تر می‌شویم؟ من این‌طور فکر نمی‌کنم چون این شکست حسی است که در هیچ‌کدام از ما هیچ‌وقت بهبود پیدا نخواهد کرد.
۲ پسند
سر عقد سبیل نداشتم. نشستم جلو آینه‌ی توالت و گفتم «با اجازه بابا حسن و بقیه بزرگ‌ترها بعله.» چهار دست و پات نعله! بابا می‌گوید «تو خیلی خری ضیا.» وقتی ناراحت می‌شوم، می‌گوید «خر یعنی بزرگ.» می‌گویم «خِر یعنی بزرگ. خَر یعنی الاغ.» می‌گوید برای یه اَ و اُ ببین چه الم شنگه ای راه انداخته توله سگ. خوبه اسمشو گذاشتیم ضیا. اگه مثل بقیه‌ی باباننه‌ها اسمِ حیوون میوون رو بچه‌مون می‌ذاشتیم چی‌کار می‌کرد؟»
۷ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۷/۱۱/۲۱
همیشه واسه‌ی هر چیزی یه راه‌حل وجود داره، هیچ‌وقت نباید ناامید بشیم
۱۱ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۷/۱۱/۲۱
زندگی همینه که هست، اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت می‌گذرونه. این ماییم که بهش ارزش می‌دیم. با همه‌ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمی‌شه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم
۵ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۷/۱۱/۱۲
… «مجبورش می‌کنیم اخبار تلویزیون رو نگاه کنه تا روحیه‌ش خراب بشه، ولی مثلا اگه هواپیمایی با دویست و پنجاه مسافر سقوط کنه و دویست و چهل و هفت نفرشون هلاک بشن، فقط تعداد بازمانده‌هارو یادش می‌مونه.» ادای آلن را در می‌آورد. "وای مامان، زندگی چقدر شگفت‌انگیزه. سه نفر از آسمون افتادند پایین و زنده موندند…
۷ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۷/۱۱/۱۲
آدم وقتی لبخند یه بچه رو می‌بینه رو می‌بینه، قلبش آروم می‌گیره
۶ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۷/۱۱/۱۲
ما همیشه با محصولات طبیعی و حیات‌وحش مشکل داشتیم. از قورباغه‌های طلایی بگیر تا افعی و عنکبوت سیاه! می‌دونید چیه؟ مشکل اینه که مردم به‌قدری تنهان که حتا وقتی این موجودات زهردار رو هم به اون‌ها می‌فروشیم، باز جذبشون می‌شن. عجیب این‌که این موجودات هم همون حس رو دارند و نیش‌شون نمی‌زنند
۳ پسند
دختری با کت آبی۱۳۹۷/۱۰/۱۸
تو حیاط مدرسه یکی پرسید دوس دارین صفحه‌ی آخر هر کتابی رو که دست می‌گیرین همون اول بخونین تا مطمئن شین کسی بلایی سرش نیومده و همه حال‌شون خوبه. باس گفت این احمقانه‌ترین چیزیه که تاحالا شنیدم. بعد گفت کتابی رو که داره ازش حرف می‌زنه بده بهش و وقتی کتاب رو گرفت با خودکار شروع کرد تو صفحه‌ی آخرش نوشتن. من فکر کردم الان می‌خواد تو اون صفحه بنویسه همه حال‌شون خوبه، ولی وقتی کتاب رو برگردونده بود توش نوشته یه خرس همه رو زخمی کرد، خیلی غم‌انگیز بود.
۶ پسند
دختری با کت آبی۱۳۹۷/۱۰/۱۸
وقتی چیزی برخلاف اون‌طوری که ما فکر می‌کنیم تموم می‌شه اصلا می‌شه گفت واقعا تموم شده؟ تو این وضعیت باید تلاش‌مون رو همچنان ادامه بدیم تا جوابی پیدا کنیم که شب‌ها بتونیم با خیال راحت سرمون رو بذاریم زمین؟ یا این‌که باید وابدیم و تسلیم شیم؟
۷ پسند