رمان ایرانی

تنهاترین ستاره شب

در طلوع صبح یکی از روزهای سرد و یخ‌زده پاییزی، در میان غرش رعد و برق و ریزش تند باران، زنی جوان با چهره‌ای پژمرده و بیمارگونه، از در آهنی بزرگی خارج گردید و قدم به خیابان نهاد. ساک کوچکی در دست‌های متورم و سرمازده‌اش خودنمایی می‌کرد. در حالی که آب قطره قطره از لا به لای موهای بلندش می‌چکید از خیابان خیس و مه‌آلود به تندی گذشت.

علم
9789644055669
۱۳۸۵
۷۳۶ صفحه
۱۳۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های نسرین ثامنی
شب شیشه‌ای
شب شیشه‌ای هنوز چند متری دور نشده که یکباره موتور به مانعی برخورد کرده و با آن سرعتی که دارد واژگون می‌شود. هر کدام به یک سو پرتاب می‌شوند. افشین به زحمت از زمین بلند می‌شود. پیشانی و آرنجش ضربه دیده‌ است. یحیی هم از ناحیه کمر آسیب دیده است، افشین سعی می‌کند او را از زمین بلند کند اما یحیی دشنامی ...
1 سبد گل یاس
1 سبد گل یاس
غروب آرزو عصیان
غروب آرزو عصیان در این کتاب ما به جنبه‌ای متفاوت از مشکلات و معضلات جامعه می‌نگریم. حادثه یا حوادثی که بر قهرمان داستان می‌گذرد حقایق مسلم و انکار ناپذیری است که بخشی از اجتماع ما را، به خصوص در روابط زناشویی در بر گرفته است. با بررسی اجمالی بر طبقات مختلف جامعه می‌توان دریافت که اختلافات ناشی از تضاد اخلاقی و نداشتن فرهنگ ...
داغ شقایق
داغ شقایق
مشاهده تمام رمان های نسرین ثامنی
مجموعه‌ها