مجموعه داستان خارجی

در قلمرو مرگ

در قلمرو مرگ برگزیده‌ای از بهترین داستان‌های گوتیک (هول و هراس) و نیز مهم‌ترین زیر شاخه‌ی آن داستان‌های مرگ (ماکابر) همواره در طول تاریخ جذاب و پر خواننده بوده‌اند، علت اساسی ارائه‌ی این داستان‌ها فراتر از جذابیت آن‌ها است. خرده‌گیرترین منتقدان نخبه‌گرا نیز باور دارند بی‌فهم و خوانش ادبیات گوتیک نمی‌توانیم به کشف و درک راستینی از آثار سورئال، سمبولیستی و بخش مهمی از ادبیات پسامدرن دست یابیم. اما در عین حال که بر این پله گام می‌گذاریم تا به آثار مدرن‌تر برسیم، خود به خود به سیر و سفر اعجاب‌آور و لذت‌بخش دست می‌زنیم. آیا این لذت‌بخش به تنهایی دلیلی بسنده نیست؟ هر چند ترجیح مضمون مرگ بر وحشت، در این داستان‌ها، ما را به تامل و اندیشه‌ی ژرف‌تری نیز راه می‌برد. و از یاد می‌بریم آن کلام زیبای رمانتیک‌های کهن آلمانی را که یادآور گفتارهای اگزیستانسیالیست‌های آینده‌ی خود بود؛ تنها عشق است و مرگ که همه چیز را دگرگون می‌کند!

چشمه
9789643624781
۱۳۹۰
۲۵۲ صفحه
۱۵۵۰ مشاهده
۳ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
طرف تاریکی
طرف تاریکی ترس همواره به فاصله یک گام جلوتر راه می‌رود، حضور سایهوار مرگ است پشت سر آدمی. با این داستان‌ها، به قلمرویی ناشناخته و تاریک گام می‌گذاریم که در آن، مرزهای مرگ و زندگی درهم تنیده است. ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید: هیچ فرد مرده‌ای نمی‌تواند داستان تعریف کند. پس راوی، همان کسی است که زنده از دل ترس بیرون آمده است. من حالا ...
آوای جاودان دختران ایرانی و 87 داستان کوتاه دیگر از ایران باستان
آوای جاودان دختران ایرانی و 87 داستان کوتاه دیگر از ایران باستان پادشاه مهرداد، تکانی خورد. با خود گفت: چگونه چنین دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی می‌کنند و او خود نمی‌داند. آن شب تا به پگاه خورشید، مهرداد اشکانی، نخستین پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به گفته‌های آنها اندیشید. فردای آن روز پادشاه ایران با تنی چند از نزدیکان به خانه‌ای که روز پیش ندا از آن شنیده بود رفت ...
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز)
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز) ببینم این جمله سارتر را شنیده‌اید؟ چیزی که می‌خوری تبدیل به نجاست می‌شود اما چیزی که می‌خوانی و درباره‌اش فکر می‌کنی می‌تواند به راحتی تبدیل به یک گل سرخ شود. حتم دارم که منظور سارتر از چیز دومئ مجموعه قصه‌های کوتاه طنز درجه یکی مثل همین کتابی است که در دست دارید.
زنی که منم نامش زهراست
زنی که منم نامش زهراست مه نشسته بود میان نخل‌ها. دمدمه‌های صبح بود که تو می‌خواستی بیایی دست زنی را که من بوده‌ام بگیری. از میان آب‌های هور ببری. از دود آتش دور کنی. طافت طاق شده بود و آنقدر تیز آمدی که گوشه لباس بلند سفیدت که سرخ شده نمی‌بینی، نمی‌بینی که زخمی شدی و ...
عکاس‌خانه آدم‌های خوشبخت (داستان‌های کوتاه برگزیده از نویسندگان ترکیه) مجموعه داستان
عکاس‌خانه آدم‌های خوشبخت (داستان‌های کوتاه برگزیده از نویسندگان ترکیه) مجموعه داستان آن شب توانسته بودم از محل کارم زودتر از همیشه خارج شوم. گفتم تا بی‌اوغلو همین‌طوری برای خودم بروم. به ریه‌هایم حق تنفس بدهم که ساعت‌ها است با هوای کثیف پر شده. به خلیج و تنگه سلام کردم و از پل رد شدم.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها