رمان خارجی

برنده تنهاست

(O vencedor esta so)

برنده تنهاست به گفته خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زنگی می‌کنیم. ماجرا ظرف 24 ساعت در جشنواره‌ی فیلم کن رخ می‌دهد. اما برای ایگور مالف، کارآفرین ثروتمند روس، مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می‌دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگی‌اش، اوا، را به هر قیمتی که شده به سوی خودش برگرداند. برای جلب توجه اوا، قاتلی زنجیره‌ای می‌شود، چرا که زمانی به همسرش قول داده که برای بازگرداندن او حاضر است جهان‌های زیادی را نابود کند.

آرش حجازی
کاروان
9789641750444
۱۳۸۸
۴۶۴ صفحه
۲۲۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
عشق ورای ایمان
عشق ورای ایمان اگر قدرت پیامبران را داشته باشم و از تمام رموز و دانش‌ها آگاهی داشته باشم یا حتی اگر ایمانی داشته باشم که بتوانم با آن کوه‌ها را جابجا کنم، ولی فاقد عشق باشم، در واقع «هیچ هستم»...
الف
الف آه نه. دیگر حوصله مراسم دیگری را ندارم! آیین دیگری برای احضار نیروهای نامرئی در جهان مرئی! چه ربطی دارد به دنیای امروز ما؟ فارغ‌التحصیل‌ها از دانشگاه که بیرون می‌آیند کار گیر نمی‌آورند. مسن‌ها بازنشسته می‌شوند و گرفتار یک لقمه نانند. آدم بزرگ‌ها که از نه صبح تا پنج بعدازظهر جان می‌کنند تا خرج خانواده و تحصیل بجه‌هایشان را بدهند، ...
فرشته نگهبان
فرشته نگهبان پائولو تازه کتاب کیمیاگر را نوشته و به استاد جادوگری‌اش، جی، نشان داده است. جی از خواندن کیمیاگر خوش‌حال می‌شود، اما معتقد است که پائولو باید قبل از هر چیز ماجراهایی را از گذشته‌اش فراموش کند و به همین دیل به او توصیه می‌کند " فرشته‌اش را ببیند." اما پائولو نمی‌داند چگونه این کار را بکند. به همین دلیل همراه با ...
دست‌نوشته‌های آکرا
دست‌نوشته‌های آکرا دلم می‌خواست این‌طور شروع کنم: اکنون که در پایان زندگی‌ام هستم، برای کسانی که پس از من به این جهان می‌آیند، هر آنچه را در زمان این جهان آموخته‌ام به یادگار می‌گذارم. باشد که استفاده خوب از آن بکنند.
هیپی
هیپی اینک در سپتامبر 1970 زنان در دنیا حکومت می‌کردند، یا دقیق‌تر بگوییم، زنان هیپی بر دنیا حکمرانی می‌کردند. هرجا می‌رفتند، مردها می‌دانستند آن‌ها دیگر کسانی نیستند که آخرین مد روز بتواند اغوایشان کند و اکنون از موضوعات بسیار بیش‌تری نسبت به مردها آگاهند. و بنابراین مردها تصمیم گرفتند یک‌بار برای همیشه بپذیرند که به این زن‌ها نیاز دارند؛ زن‌ها همیشه ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها