در قسمت عقب یقه لکهای خون بود. بعد روی گردن جنازه که حالا دیگر برهنه بود، خم شد و از نزدیکتر نگاه کرد و به تندی گفت: این مرد بر اثر ضربه نمرده آقای دکتر، در کاسه سرش چیزی فرو کردهاند. میتوانید دقیقا سوراخریزی را که پشت سرش هست ببینید.
۱۱۳ رمان
بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
شیطان به قتل میرسد
«منظورتان از بهترینها چه کسانی هستند؟»
آقای عزیز، بهترینها همانهایی هستند که جنایت کردهاند، ولی دستگیر نشدهاند. اشخاص موفقی که در حال حاضر زندگی بسیار راحت و مرفهی دارند، بدون این که کمترین سوظنی متوجه آنها باشد. قبول کنید که سرگرمی بسیار جالبی است.»
«ولی من اسم این را به هیچوجه سرگرمی جالب نمیگذارم. بهتر است اسم دیگری روی آن بگذارید.»
ولی شیطانا ...
ان یا ام
- شاید...اما حداقل یکبار احساس مهم بودن را تجربه کردیم. کمکم دارم حس میکنم که هیچکدام از ماجراهای گذشته واقعی نبوده است. تامی، واقعا همه آن ماجراها اتفاق افتاد؟ واقعا جاسوسهای آلمانی تو را دزدیدند؟
شاهدی برای دادگاه
اولین بار از زبان ویلیام رایان خبرنگار آمریکایی بود که ماجرا را شنیدم قبل از برگشتنش به نیویورک داشتم در لندن شام را با او میخوردم که اتفاقی گفتم فردا صبح میخواهم به فولبریج بروم.
جنایتهای میهنپرستانه
بست و چهار ساعت بعد جپ به پوآرو زنگ زد و با لحن بسیار ناراحتکننده گفت:
آن حرفها را بینداز دوز! همه را!
منظورت چیه، دوست عزیز؟
مورلی خودکشی کرده. ما دلیلش را پیدا کردیم.
چی بود؟
قتل در خوابگاه دانشجویی
پوآرو اخمهایش را توی هم کرد.
خانم لمون؟
بله آقای پوآرو؟
از لحنش معلوم بود که خودش هم باورش نمیشود. چون خانم لمون با وجود قیافه کریهش کارمند قابلی بود و هیچوقت اشتباه نمیکرد. هیچوقت بیمار نمیشد، خسته نمیشد، ناراحت نمیشد، سمبل نمیکرد. در واقع موقع کار اصلا آدم نبود. ماشین بود. بهترین منشی دنیا بود. از همه چیز خبر داشت. به همه ...