نقل قول های کازوئو ایشیگورو
بهترین نقل قول های کاربران ناولر از آثار کازوئو ایشیگورو؛ همراه با متن نقل قول ها و لینک صفحه کتاب.
کازوئو ایشیگورو، نویسنده بریتانیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته میشود که به حافظه، پشیمانی، وظیفه، هویت و سکوت عاطفی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند. مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند. از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به «بازمانده روز» و «هرگز رهایم مکن» اشاره کرد. همین بخش از کارنامه، دلیل اصلی حضور نام او در میان نویسندگان پرکتاب و پرخواننده است. در نوشتههای او، شخصیتها اغلب با کشمکشهایی روبهرو میشوند که برای خواننده قابل لمس است: ترس، انتخاب، تنهایی، میل به آزادی، یا نیاز به فهمیدن جهان اطراف. همین کشمکشها متن را از گزارش ساده جدا میکنند. ارزش چنین کارنامهای در ارتباط با مخاطب روشن میشود. بعضی نویسندگان با نوآوری ادبی میمانند، بعضی با جهانسازی، بعضی با طنز یا تعلیق، و بعضی با صداقت عاطفی و تداوم حضور در کتابخوانی روزمره. ایشیگورو از چیزهایی مینویسد که آدمها به خودشان هم کامل نمیگویند. نثر آرامش اغلب پردهای است روی اندوهی عمیق.
- در تمام آن مدت او در جایی دور، گوشه ای از درون خودش بود. اما یک بار به تنش پیچ و تابی غیر طبیعی داد و نزدیک بود پرستارها... - هرگز رهایم مکن
- «خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همانطور آرام کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر میکنم که جری... - هرگز رهایم مکن
- اگر قراره زندگیهای درستی داشته باشین، باید بدونین کی هستین و چی در انتظارتونه، تک تک شما. - هرگز رهایم مکن
- من امیدوارم زنت برگردد. واقعا امیدوارم. اما اگر برنگشت خوب تو باید به فکر آینده ات باشی. شاید زن فوق العاده ای باشد اما... - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- تنها چیزی که برایش اهمیت داشت این بود که من ستاره بودم. همان کسی بودم که آرزویش را داشت، همان که وقتی در آن رستوران کوچک... - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- تجربه ،اسمی است که ادمها روی شکستشان میگذارند. - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- در نگاه تومی باری دیدم که نفسم را حبس کرد. همان نگاهی بود که مدتها در چشمانش ندیده بودم، همان نگاهی که وقتی داخل کلاسس... - هرگز رهایم مکن
- این که افرادی در آن سوی دیوار هستند، مثل مادام، که نه از شما متنفرند و نه بد شما را میخواهند، اما حتی با تصور وجودتان ب... - هرگز رهایم مکن
- «زندگی بزرگتر آن است که فقط عاشق یک نفر باشی. تو از این جا بیرون میروی استیو. آدمی مثل تو آدم معروف شدن نیست. مرا... - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- تومی گفت: «درسته. یه نفر بهم گفت سوار کردن یه همچین چیزی چندین و چند هفته وقت میخواد. حتی شاید چند ماه. گاهی تمام... - هرگز رهایم مکن
- هرگز نمیگویم خیلی دیر شده؛ خیلی دیر، همیشه یکجور بهانه است. - ترانههای شبانه
- هرگز نمیگویم خیلی دیر شده؛ خیلی دیر، همیشه یکجور بهانه است. - ترانههای شبانه
- «خیلی خوب است که آدم مثل یک نابالغ ده ساله رفتار کند، حال آنکه سالها از آن دور شده. منتها آن را همین جور ادامه بده... - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- آرزوها اگر اسب بودند،گداها سواره میرفتند. - شبانهها (5 داستان موسیقی و شب)
- من و تومی به نرده تکیه دادیم و آن قدر به آن منظره چشم دوختیم که آنها از نظر محو شدند. عاقبت تومی گفت: «فقط حرفه.&#... - هرگز رهایم مکن
- بعضی لحظهها به تلخی یاد آدم میآورد که زمان چه زود میگذرد و همه چیز عوض میشود و چطور دوست جانجانی امروز بدل به غریبه... - ترانههای شبانه
- دوستانه با هم خداحافظی کردیم، اما انگار خداحافظی واقعی ما قبلا انجام شده بود. - ترانههای شبانه
- امیدوارم که زنت برگردد؛ واقعا، اما اگر برنگشت، خب تو باید به فکر آیندهات باشی. شاید زن فوقالعادهای باشد، اما زندگی بز... - ترانههای شبانه
- مشکل آدمهایی مثل تو درست به علت این که خداوند موهبت خاصی به شما داده، این است که خودتان را سزاوار همهچیز میدانید. چون... - ترانههای شبانه
- زمان میگذرد و وصال طعم اندوه دارد، زمان میگذرد و فراق رد اندوه به جا میگذارد، زمان میگذرد و شکست و موفقیت در عیار آن... - ترانههای شبانه