من در قسمت اعظم نوجوانی و اوایل جوانی‌ام، با اضطراب اجتماعی درگیر بودم. در طول روز خودم را با بازی‌های ویدیویی سرگرم می‌کردم و شب را با نوشیدن شراب یا کشیدن سیگار. فقط برای دور کردن احساس ناآرامی‌ام. سال‌ها فکر صحبت با یک غریبه، خصوصاً اگر آن غریبه فردی جذاب، جالب، معروف و باهوش بود، برای من تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید. سال‌ها در گیجی قدم برمی‌داشتم