من که به انتهای زندگی پست و گناهکارانه‌ام رسیده‌ام و موهای سرم اکنون سفید است و مثل جهان که پیر می‌شود، پیر شده‌ام، به انتظار گم شدن در چاه بی‌انتهای ارواح خاموش و خلوت‌گزین، و سهیم شدن در روشنایی عقول ملکوتی به سر می‌برم؛ محبوس در این حجره با تن سنگین و دردناک در صومعهٔ ارجمند مِلک، آماده‌ام تا گواهی خود را از وقایع شگفت‌آور و دهشتناکی که از قضا در جوانی شاهد بودم، روی این پوست به جا بگذارم، حال بی کم و کاست هرچه را دیده و شنیده‌ام بازگو می‌کنم بی‌آن‌که مرا جسارت جستجوی طرحی در پس این رخدادها باشد، گویی نشانه‌های نشانه‌ها را برای کسانی که بعدها خواهند آمد (اگر پیش از آن دجّال ظهور نکند) به جا می‌گذارم تا ای بسا دعای کشف رمزی روی آنها به کار گرفته شود.
۱ نفر این نقل‌قول را دوست داشت
Elham
‫۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۹