امتیاز نداده‌اید

رمان صد سال تنهایی در ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را برای مارکز به ارمغان آورد. این کتاب به سبک رئالیسم جادویی نگارش یافته است. گابریل گارسیا مارکز در رمان صد سال تنهایی به شرح زندگی شش نسل از خانواده بوئندیا می‌پردازد که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. طی مدت یک قرن تنهایی پنج نسل دیگر از بوئندیاها به وجود می‌آیند و حوادث سرنوشت‌ساز ورود کولی‌ها به دهکده و تبادل کالا با ساکنان آن، رخ دادن جنگ داخلی و ورود خارجی‌ها برای تولید انبوه موز را می‌بینند. یکی از کلیدی‌ترین شخصیت‌های این رمان اورسولا ایگوآران همسر خوزه آرکادیو بوئندیاست که مادر نخستین نسل خانواده بوئندیاها می‌باشد. اورسولا زنی است که بار سنگین محنت و رنج این تنهایی تاریخی و عظیم را بر شانه‌های مردانه خویش می‌کشد.

تعداد صفحه
۳۶۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۰۰۱۳۸۳۰
سال نشر
۱۳۹۷
نسخه‌ها
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب شخصیت‌های گمشده
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب فایل صوتی 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

مصرانه سعی میکرد در هر گفت و گویی شرکت کند بی آنکه قادر باشد لکنت خود را کنترل کند. تقلای بیهوده ای میکرد که از دست سایه هایی که کلافه اش کرده بودند رهایی یابد. هنوز می‌پنداشت بروز همه ی این علایم از مشکل زمان است که عوض شده بود. زمان هم زمان سابق نبود و با این توجیه خود را در بحبوحه ی سردرگمی روز افزونی که کم کم جزء عاداتش در آمده بود تسلی می‌داد.

اورسولا در همان حال که خوزه آرکادیو را آماده رفتن به مدرسه می‌کرد با خود می‌اندیشید و از خود می‌پرسید برای چه این همه بدبختی، تقدیر خانواده ما گردیده و همیشه می‌گفت مگر مخلوقات خدا از آهن درست شده اند که در مقابل این همه بدبختی دوام بیاورند. آن قدر خودش را در فشار می‌دید که حس می‌کرد مانند بیگانه ای بنای فحاشی بگذارد و خودش را آرام کند و برای یک لحظه از زیر بار این همه خود خوری رهایی یابد. بالاخره سقف صبر او فرو ریخت و فریاد کشید: آهای عوضی. آمارانتا که داشت لباس هارا مرتب می‌کرد به گمان اینکه عقربی او را گزیده است با هراس سوال کرد: کو کجاست؟ اورسولا گفت: چه؟ آمارانتا گفت: جانور. اورسولا با انگشت بر قلب خود دست گذاشت و گفت: اینجا: )

تنها تفاوت فعلی بین آزادیخواهان و محافظه کاران این است که آزادیخواهان به نماز ساعت پنج می‌روند و محافظه کاران به نماز ساعت هشت.

احترام به قول را ثروتی می‌دانست که نمی‌شد به باد فنا داد.

بار دیگر سعی کرد در قلب خود به دنبال جایی بگردد که سخت نشده باشد، اما چیزی نیافت.