امتیاز نداده‌اید

بعد از گذشت سال‌ها، زمانی که سرهنگ اورلیانو بوئندیا در برابر سربازانی که حکم تیربارانش را داشتند ایستاده بود، خاطرات دوری را به خاطر آورد که پدرش او را به تماشای قالب یخ برده بود. در آن ایام، روستای ماکوندو از بیست کلبه گالی‌پوش و کاهگلی شکل گرفته بود.

تعداد صفحه
۴۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۶۷۳۶۷۸
سال نشر
۱۳۹۶
نسخه‌ها
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب شخصیت‌های گمشده
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب فایل صوتی 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
جلد کتاب 100 سال تنهایی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

مصرانه سعی میکرد در هر گفت و گویی شرکت کند بی آنکه قادر باشد لکنت خود را کنترل کند. تقلای بیهوده ای میکرد که از دست سایه هایی که کلافه اش کرده بودند رهایی یابد. هنوز می‌پنداشت بروز همه ی این علایم از مشکل زمان است که عوض شده بود. زمان هم زمان سابق نبود و با این توجیه خود را در بحبوحه ی سردرگمی روز افزونی که کم کم جزء عاداتش در آمده بود تسلی می‌داد.

اورسولا در همان حال که خوزه آرکادیو را آماده رفتن به مدرسه می‌کرد با خود می‌اندیشید و از خود می‌پرسید برای چه این همه بدبختی، تقدیر خانواده ما گردیده و همیشه می‌گفت مگر مخلوقات خدا از آهن درست شده اند که در مقابل این همه بدبختی دوام بیاورند. آن قدر خودش را در فشار می‌دید که حس می‌کرد مانند بیگانه ای بنای فحاشی بگذارد و خودش را آرام کند و برای یک لحظه از زیر بار این همه خود خوری رهایی یابد. بالاخره سقف صبر او فرو ریخت و فریاد کشید: آهای عوضی. آمارانتا که داشت لباس هارا مرتب می‌کرد به گمان اینکه عقربی او را گزیده است با هراس سوال کرد: کو کجاست؟ اورسولا گفت: چه؟ آمارانتا گفت: جانور. اورسولا با انگشت بر قلب خود دست گذاشت و گفت: اینجا: )

تنها تفاوت فعلی بین آزادیخواهان و محافظه کاران این است که آزادیخواهان به نماز ساعت پنج می‌روند و محافظه کاران به نماز ساعت هشت.

احترام به قول را ثروتی می‌دانست که نمی‌شد به باد فنا داد.

بار دیگر سعی کرد در قلب خود به دنبال جایی بگردد که سخت نشده باشد، اما چیزی نیافت.