برادران کارامازوف 1 (2 جلدی)
The brothers karamazov
- نوشته فئودور داستایوفسکی
- ترجمه صالح حسینی
- ناشر ناهید
اکنون میخواهم شرح داستان زندگی قهرمان داستانم، آلکسی فئودوروویچ کارامازوف را آغاز کنم، دو دل هستم، در واقع درست است که آلکسی را قهرمان کتابم مینامم، خوب میدانم که به هیچوجه مرد بزرگی نیست و اینطور که پیشبینی میکنم به طرز اجتنابناپذیری با پرسشهایی از این قبیل روبرو خواهم شد: این آلکسی شما چه ویژگی برگزیدهای دارد که او را به عنوان قهرمان داستانتان برگزیدهاید؟ چه کسی او را میشناسد و از چه بابت؟ چرا من خواننده باید وقتم را برای مطالعه موقعیتهای گوناگون زندگیاش تلف کنم؟
- تعداد صفحه
- ۵۱۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۲۰۵۰۷۹
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۲۳
نقل قولها و فعالیتها
۲۳ نقل قول
مردم گاهی از ستمبارگی بهیمی دم میزنند، اما این بیانصافی و تهمت بزرگی در حق بهائم است؛ جانور نمیتواند به ستمبارگی انسان باشد.
- چرا برای چنان محبت بود رهبانان! شما اینجا با خوردن کلم روحتان را نجات میدهید و خیال میکنید عادل هستید. روزی یک دانه ریزه ماهی میخورید و به گمانتان خدا را با ریزه ماهی رشوه خر میکنید.
همه انسانها توی همه جنایت هایی که افراد دیگه انجام میدن مسئول هستند. هر جا و هرکس که جنایتی انجام داد ما در مقابلش مسئول و گناهکاریم
میدانی که گاهی اهانتپذیری بسیار لذتبخش است، مگر نه؟ یک نفر ممکن است بداند که کسی به او اهانت نکرده، اما اهانت را برای خودش ابداع کرده، دروغ گفته و مبالغه کرده تا آن را بدیع سازد، به واژهای چسبیده و از کاه کوهی ساخته- این را خودش میداند، با اینهمه اولین آدمی خواهد بود که اهانت را بپذیرد و آنقدر از انزجارش شادی کند تا احساس لذت بزرگی کند، و به راه کینه حقیقی بیفتد.
به خودت دروغ مگو. کسی که به خودش دروغ میگوید و به دروغ خودش گوش میدهد، به چنان بنبستی میرسد که حقیقت درون یا پیرامونش را تمیز نمیدهد و اینست که احترام به خود و دیگران را از دست میدهد. و با نداشتن احترام دست از محبت میکشد، و برای مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بیمحبتی به شهوات و لذات خشن راه میدهد و در رذالتهای خویش در بهیمیت فرو میرود و همهاش هم از دروغزنی مداوم به دیگران و خویشتن.
عالی پیام و نقل دوستان این نوید رو میده که کتاب خوبیه





