برادران کارامازوف پارمیس

Bratia Karamazovy

امتیاز نداده‌اید

«برادران، از گناه آدم‌ها نهراسید، آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، چه این شباهت به محبت خداوند اوج محبت در زمین است. همه خلقت خداوند را دوست بدارید، هم کل آن را و هم هر دانه ریگ را. هر برگ را دوست بدارید، هر پرتوی نور خدا را. حیوانات را دوست بدارید، گیاهان را دوست بدارید، هر چیز را دوست بدارید. اگر هر چیز را دوست بدارید به راز خداوند در چیزها پی خواهید برد. همین که آن را دریافتید هر روز بی‌وقفه شروع خواهید کرد به درک بیش‌تر و بیش‌تر آن. و سرانجام شیفته همه عالم خواهید شد با عشقی تمام و همگانی. حیوانات را دوست بدارید: خداوند به آن‌ها مقدمات فکر و شادی نیاشفته بخشید. آن را آشفته نسازید، آن‌ها را عذاب ندهید، شادی‌شان را از آنان نگیرید...»

تعداد صفحه
۱۰۸۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۷۰۸۴۲۱
نسخه‌ها
جلد کتاب برادران کارامازوف 2 (2 جلدی)
جلد کتاب برادران کارامازوف 1 (2 جلدی)
جلد کتاب برادران کارامازوف
جلد کتاب برادران کارامازوف 1 (2 جلدی)
جلد کتاب برادران کارامازوف 2 (2 جلدی)
جلد کتاب برادران کارامازوف (با قاب)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

مردم گاهی از ستم‌بارگی بهیمی دم می‌زنند، اما این بی‌انصافی و تهمت بزرگی در حق بهائم است؛ جانور نمی‌تواند به ستم‌بارگی انسان باشد.

- چرا برای چنان محبت بود رهبانان! شما اینجا با خوردن کلم روحتان را نجات می‌دهید و خیال میکنید عادل هستید. روزی یک دانه ریزه ماهی می‌خورید و به گمانتان خدا را با ریزه ماهی رشوه خر میکنید.

همه انسان‌ها توی همه جنایت هایی که افراد دیگه انجام میدن مسئول هستند. هر جا و هرکس که جنایتی انجام داد ما در مقابلش مسئول و گناهکاریم

می‌دانی که گاهی اهانت‌پذیری بسیار لذت‌بخش است، مگر نه؟ یک نفر ممکن است بداند که کسی به او اهانت نکرده، اما اهانت را برای خودش ابداع کرده، دروغ گفته و مبالغه کرده تا آن را بدیع سازد، به واژه‌ای چسبیده و از کاه کوهی ساخته- این را خودش می‌داند، با اینهمه اولین آدمی خواهد بود که اهانت را بپذیرد و آنقدر از انزجارش شادی کند تا احساس لذت بزرگی کند، و به راه کینه حقیقی بیفتد.

به خودت دروغ مگو. کسی که به خودش دروغ می‌گوید و به دروغ خودش گوش می‌دهد، به چنان بن‌بستی می‌رسد که حقیقت درون یا پیرامونش را تمیز نمی‌دهد و اینست که احترام به خود و دیگران را از دست می‌دهد. و با نداشتن احترام دست از محبت می‌کشد، و برای مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بی‌محبتی به شهوات و لذات خشن راه می‌دهد و در رذالت‌های خویش در بهیمیت فرو می‌رود و همه‌اش هم از دروغزنی مداوم به دیگران و خویشتن.