استخوان خوک و دست‌های جذامی

۳.۲ از ۵ · ۵۹ رأی۸۴ صفحه۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

اون پایین دارید چه کار می‌کنید؟ با شما هستم! با شما عوضی‌ها که عینهو کرم دارید تو هم می‌لولید. چی خیال کردید؟ همه‌تون، از وکیل و وزیر گرفته تا سپور و آشپز و پروفسور، آخرش می‌شید دو عدد. خیلی که هنر کنید، خیلی که خبر مرگ‌تون به خودتون برسید، فاصله دو عددتون می‌شه صد. صدام را می‌شنفید؟ می‌شید یه پیرمرد آب‌زیپوی عوضی بوگندو. کافیه دور تند نیگاش کنید. همین که دور تند نیگاش کردید می‌فهمید چه گندی زده‌ید. می‌فهمید چه چیز هجو و مزخرفی درست کرده‌ید. حالا با این عجله کدوم جهنمی قراره برید؟ قراره چه غلطی بکنید که دیگرون نکرده‌ند؟ واسه چی سر یه مستطیل یا مربع خاکی دخل هم رو در می‌آرید؟ بدبخت‌ها! شما به خودی خود بدبخت هستید، دیگه واسه چی اوضاع رو بدتر می‌کنید؟

تعداد صفحه
۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۹۷۱
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

اگه از عرض خیابون گذشتی و ماشین زیرت نکرد، خیلی خوشحال نشو چون قراره کسی درست اون ور خیابون جیبت رو بزنه. به هر حال وقتی از خیابون رد می‌شی مواظب ماشین‌ها باش خوشگله

« آنتونی فلو رو که میشناسی؟ می‌گه توی این دنیای عوضی و هیشکی به هیشکی، دیگه چی باید اتفاق بیفته که مومنان اقرار کنند خداوندی در کار نیست یا اگه هست خیلی هم مهربون نیست؟ می‌گه وجود جهانی که آدم‌های حقیقتاً آزادش همیشه بر طریق صواب باشند، منطقاً امکان پذیره و خداوند اگر واقعاً قادر مطلق بود، می‌تونست هر وضعیت امور منطقاً ممکنی رو محقق کنه پس چرا اینکار رو نکرد؟ چرا این وضعیت مطلوب منطقاً ممکن رو محقق نکرد؟ توی اون وضعیت مطلوب منطقاً ممکن، گیس‌های تو هیچ وقت سفید نمی‌شد. آبجی طوبی هیچ وقت بچه ش رو سقط نمی‌کرد. هیچ وقت بابا نمی‌مرد. کله من هیچ وقت اینجوری کج و کوله نمی‌شد. چرا مشتی مفلوک عوضی رو پرت کرد توی این خراب شده که حتی بلد نیستند اون رو، عظمت اون رو هجی کنند؟»

سفر میکنم به دور‌ها _ مثل کرگدنی تنها_ از معبر اندوه تا متن کودکی تا ملکوت سوسن و بعد در بارگاه سوسن_ این بقایای عشق خداوند_ در حضور معنویت پیراهنش روحم را آتش میزنم.