تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
شهریور
مهر
آبان

آخرین فعالیت‌ها


  • سهراب‌کشان
    از سهراب‌کشان :

    《نمی دانم حرف بزنیم بهتر است یا حرف نزنیم. گاهی آدم در میان زمین و آسمان معلق می‌ماند. نه آسمانی است و نه زمینی. نه زنده است و نه مرده…》 (...)

  • سهراب‌کشان
    از سهراب‌کشان :

    《سبک تر؟! مگر غم سبک می‌شود. غم مثل ریگ ته جوی می‌ماند. می‌ماند که می‌ماند…》 (...)

  • سهراب‌کشان
    از سهراب‌کشان :

    چرا ما هی کوچک شده ایم. هی کوچک شده ایم. مثل برف آب شده ایم. مثل برکه ای در بیابان سوزان. در برابر آفتاب تند تابستان از هر طرف جمع و جور و محدود شده ایم. هم جوان کشته ایم، هم عشق، هم آرمان و هم عاطفه را. (...)

  • سهراب‌کشان
    از سهراب‌کشان :

    《 راحتتان کنم. در زندگانی، هر کس در این آزمون قرار می‌گیرد که فرزندش را بکشد! همه ما دشنه به دست، خنجر به کف در مقطعی قرار می‌گیریم که ممکن است پسرمان را بکشیم. یعنی خودمان را بکشیم. کشتن یک وقت مثل کشتن رستم است در میانه میدان با صدای بوق و کرنا. وقتی دیگر هم آرام و خاموش است. کشتنی که در خاموشی اتفاق می‌افتدتلخ‌تر است. سوز بیشتری هم ... (...)

  • سهراب‌کشان
    از سهراب‌کشان :

    اندیشید: 《بچه‌ها که در این سن و سال از دست می‌روند، می‌شوند یک داغ بر دل، بر جان، بر روح و روان؛ داغی که هیچ گاه فراموش نمی‌شود. چه حکمتی دارد پرپر شدن غنچه‌های ناشکفته؟ آناهیت مثل یک غنچه بود. یک شاخه مریم در میان یک لاله شکفته بود. گاهی خداوند هم در آفرینش نقاشی می‌کند و هم در گل چیدن. 》 (...)

  • ملت عشق
    از ملت عشق :

    گذشته گرداب است. بی سر و صدا آدم را به درون خود می‌کشد. حال آن که تنها چیزی که تو لازم داری زمان حال است. اصل آن است که حقیقت حال را دریابی. (...)

  • ملت عشق
    از ملت عشق :

    در مورد چیزهایی که نمیخواهی بدانی، هرقدر کمتر بدانی، همانقدر کمتر دلت به درد می‌آید، همانقدر کمتر عذاب میکشی. این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آنقدرها هم بد نیست. (...)

  • ملت عشق
    از ملت عشق :

    برای همه ما زندگی رشته ای از تولدها و مرگ هاست. آغازها و پایان ها. برای تولد لحظه ای باید لحظه پیش از آن بمیرد. همان طور که برای زایش «من» جدید، من کهنه باید پژمرده و خشک شود… (...)

  • ملت عشق
    از ملت عشق :

    صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید. (...)

  • ملت عشق
    از ملت عشق :

    نمی دانم چرا آدمیزاد تمایل دارد وقتی چیزی را درک نمی‌کند بدی اش را بگوید. (...)

  • لیدی ال
    از لیدی ال :

    …من خوشی و نشاط را دوست دارم. هیچ چیز بالاتر از آن نیست که لذت طلبی ببیند مردم در لذاتش سهیم می‌شوند. لذت طلب حقیقی و مخلص می‌تواند از لذات خود چشم بپوشد، به شرطی که ببیند همه مردم از زندگی خود لذت میبرند. آن وقت است که او به معنی ناب‌تر کلمه به صورت یک نظاره گر در می‌آید. این شاید همان معنای حقیقی و پوشیده مسلک بودایی درباره ... (...)

  • ترلان
    از ترلان :

    ترلان می‌گوید: «اگر آدم بعضی چیزها را نداشته باشد یا از دت بدهد…» ایرج جمله او را تمام می‌کند. «باید بسازد» «ولی ممکن است خراب بشود» اشک تا نوک مژه هایش را یس می‌کند. »باید دوباره بسازد» (...)

  • ترلان
    از ترلان :

    … «متانت و معصومیت و پاکی زن به مرد امنیت می‌دهد.» (...)

  • ترلان
    از ترلان :

    «ترلان خانم زندگی چیز فوق العاده و عجیب غریبی نیست. همین است که می‌بینی. مهم این است که دوربین را کجا بگذاری.» (...)

  • ترلان
    از ترلان :

    وقتی زیاد به رفتن فکر می‌کنی، سفر را آغاز کرده ای. خود به خود از جایی که هستی فاصله گرفته ای. (...)