Parviz

Parviz

من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است.
تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
خرداد
تیر
مرداد

آخرین فعالیت‌ها


  • پخمه
    ستاره داد
  • خر مرده
    ستاره داد
  • محمود و نگار
    ستاره داد
  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    «موفق خواهم شد!» این جمله ای است که هر قمار باز و هر سرداربزرگی در جنگ می‌گوید ،جمله ای که اگر کسانی را نجات داده است، از آن طرف باعث نابودی عده ی زیادی شده است. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    مردم زیر بار نبوغ خم می‌شوند، دشمنش می‌دارند،می کوشند به او تهمت بزنند و محکومش کنند. زیرا نابغه همه ی موفقیت را به خود جذب می‌کند و با کسی قسمت نمی‌کند. ولی اگر استقامت نشان دهد همه جلویش تا کمر خم می‌شوند و تعظیمش می‌کنند. اگر مردم نتوانند نابغه را زیر لجن دفن کنند زانو زده و او را می‌پرستند. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    برای هر زن بسیار طبیعی است که درست در آن لحظه ای دچار تردید شود که شور عشق و شیدایی وی را به سوی سقوط می‌کشد و سعی می‌کند قلب کسی را بیازماید که باید آینده ی خود را تقدیم او کند. (...)

  • کوه جادو
    ستاره داد
  • الیور تویست
    ستاره داد
  • موبی دیک
    ستاره داد
  • بر باد رفته
    ستاره داد
  • پینوکیو
    ستاره داد
  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    جوانان وقتی به سوی بدی کشیده می‌شوند،جرئت نمی‌کنند خود را در آینه وجدان ببینند. حال آنکه پیران خود را در آن دیده اند. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    راز ثروت‌های بزرگ که علت آشکاری ندارد،جنایتی است که چون پاک و تمیز انجام یافته ،فراموش شده است. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    شکست‌ها همیشه عظمت خواسته هایمان را به رخ ما می‌کشند. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    زنجیری که از طلا بر پای انسان زده شود،از همه سنگین‌تر است. (...)

  • تولستوی
    ستاره داد
  • رنج‌های ورتر جوان
    از رنج‌های ورتر جوان :

    ما برای چیزهایی که به سرمان نخواهد آمد بر خود می‌لرزیم و پیوسته بر همه چیزهایی که از دست نداده‌ایم اشک می‌ریزیم. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    اگر قلب انسان هنگامی که از ارتفاعات عشق و محبت بالا می‌رود گاهی نفسی تازه می‌کند، برعکس، هیچ چیز آن را در سراشیبی تند احساسات کینه آلود متوقف نمی‌سازد. (...)

  • باباگوریو
    از باباگوریو :

    دنیای کثیف و شروری است. همین که بدبختی به ما روی می‌آورد، همیشه دوستی پیدا می‌شود که حاضر است بیاید و خبر آن را به ما بدهد؛ دادن این خبر از طرف دوست مثل این می‌ماند که خنجری به قلب ما فرو کند و از ما بخواهد که دسته ی خنجرش را تحسین کنیم. (...)

  • زن 30 ساله
    از زن 30 ساله :

    وقتی زنها دوستمان می‌دارند، ما را از هر لحاظ به دیده عقل می‌نگرند؛ حتی جنایات ما را. ولی وقتی علاقه ای به ما نداشته باشند، ارزشی برای فضایل مان نیز قایل نمی‌شوند. (...)

  • تراژدی‌های کوچک
    از تراژدی‌های کوچک :

    در میان تمام لذت‌های زندگی ، موسیقی فقط در برابر عشق عقب نشینی می‌کند؛ اما خود عشق نیز چیزی جز یک نغمه نیست. (...)

  • ولگردها
    از ولگردها :

    به من بگو ماکسیم چرا در مملکت‌های دیگر کمبود و خرابی محصول و اجناس و قحطی که ما اینجا داریم وجود ندارد؟… چون آنجا سرها، نه تنها برای این درست شده اندکه موهایشان را بتراشند، بلکه برای این درست شده اند که فکر هم بکنند. (...)

  • ولگردها
    از ولگردها :

    باید در جامعه ای متمدن متولد شد ، تا آن بردباری و صبری را به دست آورد که بتوان در سایه ی آن و بدون میل به فرار از قید و زنجیرهای سنگینش با ضمانت هایی که اغلب دروغ‌های حقیرانه و پستی هستند و اسمش را قوانین نهاده اند، یک عمر با خودبینی و خود خواهی زندگی کرد. (...)

  • اعتراف من
    از اعتراف من :

    نفس باید سگ وفادار روح باشد و به هر جا که روح هدایتش کرد برود. اما ما چگونه زندگی می‌کنیم؟ این نفس ماست که می‌تازد و افسار گسیخته روح مان را سرگردان و مفلوک دنبال خود می‌کشد. (...)