arash_phdk

arash_phdk

twitter
درباره ی من؟ من آزادی ام را از دست دادم ...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    تو نمی‌فهمی. وقتی درباره‌ی یه شخصیت می‌نویسم مثل این می‌مونه که دارم رو بازوم خالکوبیش میکنم و وقتی خوب از کار در نمیاد، انگار دارم این شکست رو تا ابد با خودم این‌طرف و اون طرف می‌برم،… (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    سونیا هیولای کوچولوی دوست‌داشتنی‌ام؛ هنوز مثل باقی دخترها که عاشق پدرشان هستند مرا می‌پرستید، ولی وقتی دست کثیف بلوغ لمسش کند همه‌چیز تمام می‌شود. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    بگذار یه چیزی بهت بگم، آدم‌هایی که برای تولید فیلم سرمایه‌گذاری می‌کنن از سینما متنفرن. جنازه‌شون هم سینما نمیره. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    گفت: «راز موفقیت، سخت‌کوشی است.» فکر کردم: این که نشد فرمول. خلافش هم صحیح است. بعضی فلک زده‌ها هم مثل خر کار می‌کنند. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اغلب پلیس‌ها کتک خورده‌های مظلومی هستند در آرزوی انتقام یا چاخان‌های حقه‌باز ریاکاری با رویای قدرتی مرگبار (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اغلب آدم خیلی دیر می‌فهمد، سوژه‌ی انتخابی‌اش هیچ تناسبی با حد و حدود استعدادش ندارد که البته درست شبیه بیماری کشنده‌ای است که تنها پس از مرگ قابل تشخیص است. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    فقط کسانی که هیچ نشان شخصی‌ای ندارند با کپی‌رایت مخالفند. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اکثر اوقات که آدم‌ها از ریسک هنری حرف می‌زنند، در واقع منظورشان ریسک اقتصادی است. منظورشان این نیست که «آیا این موفق می‌شود؟» منظورشان این است که «کسی این را می‌خرد؟» (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    نظریه‌های یک هنرمند در باب هنر همیشه در ناکامی‌های هنری‌اش ریشه دارند، میزان عشق و علاقه‌اش به این تئوری‌ها نسبت مستقیم دارد با شدت شکست‌هایش. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    خوبی مبتدی بودن این است که ارزش واقعی اثرت را می‌دانی (صفر سنت)! (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اولین قدم پذیرش این است که تمام فانتزی‌های رمان‌نویسی ات وقتی آغاز می‌شوند که کلمه‌ی «پایان» را می‌نویسی. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    دلیل ما برای خلق کردن همون دلیلیه که برای باقی کارها داریم: ترس از یه چیز جایگزین. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    با این وضع که نرخ پیشرفت علم پزشکی تقریباً برابره با نرخ نابود شدن محیط‌زیست، محتمل‌ترین سناریو اینه که درست در لحظه‌ی نامیرا شدن گونه‌ی انسان، دنیا غیرقابل‌سکونت میشه. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اگه سفر توی زمان ممکن بود مردم یک‌کم برمی‌گشتن عقب و یه چیزی رو پیش‌گویی می‌کردن تا آدم مهمی به نظر بیان! (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    تجربه‌ی آلدو از زمان. نسخه‌ی او از «گذشته» ، «حال» و «آینده» این است: «خاطره‌ی درد» ، «درد» و «انتظار درد» (...)

  • جزء از کل
    برای جزء از کل نوشت :

    قبل از خواندن این کتاب چشمانم بسته بود و دهانم باز، اما اکنون که چشمانم باز شده زبانم لال است. کتاب انقلابی در آدم بوجود می‌آورد، بسیاری از چیزهای عامیانه را باور نمی‌کنی حتی تیتر روزنامه‌ها را. این بدبینی نیست، بینش است. کتاب یه شاهکار ادبی فاز در فاز است. داستان از زندان شروع شده و در هواپیما به پایان می‌رسد، چندین زندگی در طول کتاب تجربه می‌شود. از معدود کتاب‌هایی که دوست ندارید تمام شوند. اما تمام شد‌.

  • جزء از کل
    ستاره داد