arash_phdk

arash_phdk

twitter
درباره‌ی من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم ...
تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
مرداد
شهریور
مهر

آخرین فعالیت‌ها


  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    تو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که می‌شه دنیا رو با همه‌ی حقیقتش جدی نگرفت. می‌شه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد. حتا می‌شه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اونا زندگی کرد. برای همین از خیلی وقت پیش دیگه هیچی رو جدی نمی‌گیرم که این‌جوری نه ترسی از آینده‌ای دارم و نه حسرتی برای گذشته. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    می‌دونین که مردا مثل ما نیستن که فرتی اشک‌شون دربیاد، بی‌شعورن دیگه، اگه اونا هم مثل ما با گریه کردن بغض‌شون رو می‌ترکوندن اون‌قدر زود گور به گور نمی‌شدن. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    کتاب، کتاب، این کتاب‌ها که با اون تسلی آبکی که به ناامیدی‌هامون می‌دن جز عمیق کردن دردهامون به هیچ دردی نمی‌خورن. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    صفحه‌ای که باز شد یه نقاشی شاهکار توش بود از قصه‌ی خسرو و شیرین، همون‌جای قصه که فرهاد شیرین رو با اسبش یه‌جا بلند و از تو رودخونه رد می‌کنه و اون‌ور رودخونه هم که خسرو و ندیمه‌هاش منتظرن. نقاش این صحنه رو طوری کشیده بیننده بیش‌تر از بازوی برهنه‌ی فرهاد به چشم‌های محزون اون نگاه می‌کنه و به‌جای این‌که قدرت بازو رو ببینه قدرت عشق رو می‌بینه، سه‌تا درخت ... (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    «من هنوز هم خوشگلم؟ زود بگو دیگه.» با تموم عشقم توصیفش کردم. «لباس‌هام بهم می‌آد؟» به توصیفم ادامه دادم. «عطری که زدم بوش خوبه؟» این شطرنج عشق رو هر دو چندین‌بار از نظامی گنجوی خونده بودیم و خوب هم بلد بودیم. برای همین حرکت به حرکت بازی رو ادامه دادیم. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    تو رفتی و دیگه خبری ازت نشد. قهر کردن شاید نشونه‌ی عشق باشه ولی نه برای دوازده سال. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    از تو باغچه صدایی اومد، شکوره از تو پنجره بیرون رو نگاه کرد تا ببینه صدای چیه. نیم‌رخش چه‌قدر زیبا بود. تو اون تاریکی و سرما، بعد از دوازده سال این خوشبختی نصیبم شده بود که از نزدیک یه دل سیر چهره‌ای رو نگاه کنم که آروم‌آروم داشت از یادم می‌رفت. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    هوا داشت تاریک می‌شد ولی من و شکوره انگار تا ابد قصد ترک اون خونه رو نداشتیم. نمی‌خوام بگم دل خیلی وسیع و پاکی دارم اما اگه تو دوازده سال گذشته اون دخترای زیبای تفلیس که دست از سرم ورنمی‌داشتن، اون زنایی که تو مهمون‌خونه‌های بغداد خودفروشی می‌کردن، اون بیوه‌زنایی که تو ممالک عجم و ترکمن مستأجرشون بودم و این روسپی‌های روس و عرب که تو کوچه پس‌کوچه‌های استانبول فراوون‌ان ... (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    پس، از شما خواهش می‌کنم که بنده‌ی حقیر را برای همیشه فراموش کنید. دفعه‌ی پیش که بنده را مورد لطف خودتان قرار داده بودید برای اثبات بی‌گناهیم به پدر چه رنج‌ها که نکشیدم. به همراه این نامه، نقاشی‌یی را هم که در ایام سربه‌هوایی جوانی‌تان برایم فرستاده بودید پس می‌فرستم. این‌که آدم‌ها با دیدن یک نقاشی عاشق همدیگر شوند تصوری نادرست است. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    اگه یه پرتره از صورت شکوره داشتم، از همونا که استادای ایتالیایی می‌کشن، اون‌وقت دیگه وسط این سفر دور و درازم صورت عزیزم رو که سال‌ها بود نمی‌دیدمش از یاد نبرده و خودم رو بی‌کس‌و‌کار نمی‌دونستم و می‌دونستم که یه جایی یه کسی رو دارم هنوز، آخه تا تو دل‌تون چهره‌ی عزیزی رو داشته باشین هنوز دنیا مال شماست. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    به چهره‌ی مردم که نگاه می‌کنم صورتایی رو می‌بینم که چون هنوز فرصت جنایت براشون پیش نیومده فکر می‌کنن که خیلی معصوم‌ان. (...)

  • نام من سرخ
    از نام من سرخ :

    برا فراموش نکردنش خیلی سعی کردم ولی خب قبول کنین که هرچه‌قدر هم کسی رو دوست داشته باشین اگه برا مدت طولانی نبینیش چهره‌اش از یادتون می‌ره. (...)

  • ریگ روان
    ستاره داد
  • پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری)
    از پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری) :

    وقوع فاجعه رنج‌آورترین اتفاق نیست، انتظار وقوع فاجعه تاب‌وتوان آدم را می‌گیرد و من در این دوره زیر سایه‌ی اضطرابی زندگی می‌کردم که روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد. (...)

  • پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری)
    از پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری) :

    اگه این‌قدر به‌ش علاقه‌مندی باید یه‌جوری حالیش کنی. این‌جوری دست‌کم می‌فهمی کجای کاری. در هر صورت نباید به این راحتی امیدت رو از دست بدی. این رو بدون، دخترها عادت‌شونه با دست پس بزنن و با پا پیش بکشند. نباید دست ردشون رو زیاد جدی بگیری. ضمناً، این‌که همون اول به‌ت جواب مثبت نداده نشون می‌ده که چقدر عزت‌نفس داره. اون داره عزم و اراده‌ت رو می‌سنجه. شک ندارم. خروس ... (...)

  • پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری)
    از پروژه خونین او (مدارک مرتبط رودریک مک‌ری) :

    «من به‌شخصه تا چند سال آینده قصد ازدواج ندارم. چرا جوون‌هایی مثل ما باید خودشون رو به یه بشقاب غذا محدود کنن وقتی این‌همه فراوونی نعمت هست؟» نگاهش به دخترهایی بود که از کنارمان رد می‌شدند. (...)

  • ملت عشق
    ستاره داد
  • ریگ روان
    برای ریگ روان نوشت :

    این کتاب با روح و روان آدم بازی می‌کنه، واقعاً نمی‌دونم چطور باید یک کتاب رو نقد کرد یا در نقد یک کتاب باید چه گفت. اما، یک چیز رو می‌دونم اون‌هم اینه که این کتاب رو خوندم و لذت بردم. هر بار ورق زدنش لذت داره و آدم دلش نمی‌خواد هیچ‌وقت تموم بشه.

  • جزء از کل
    برای جزء از کل نوشت :

    قبل از خواندن این کتاب چشمانم بسته بود و دهانم باز، اما اکنون که چشمانم باز شده زبانم لال است. کتاب انقلابی در آدم بوجود می‌آورد، بسیاری از چیزهای عامیانه را باور نمی‌کنی حتی تیتر روزنامه‌ها را. این بدبینی نیست، بینش است. کتاب یه شاهکار ادبی فاز در فاز است. داستان از زندان شروع شده و در هواپیما به پایان می‌رسد، چندین زندگی در طول کتاب تجربه می‌شود. از معدود کتاب‌هایی که دوست ندارید تمام شوند. اما تمام شد‌.

  • جزء از کل
    ستاره داد