arash_phdk

arash_phdk

twitter
درباره ی من؟ من آزادی ام را از دست دادم ...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
آذر
دی
بهمن

آخرین فعالیت‌ها


  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    وجود زن دیگه‌ای تو زندگی‌ت یه تحریک جنسی بزرگه؛ هیچ‌جوری نمی‌شه اینو انکارش کرد. تو اون کسی هستی که مرد در برابرت هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه جز این‌که به همسرش خیانت کنه، حتا اگه عاشقش باشه. این دقیقاً نشون می‌ده که تو چقدر غیرقابل‌مقاومتی، چقدر مردا در مقابلت ناتوان‌ان. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    جون‌کندنی سخت‌تر از این نیست، هیچی نمی‌تونه عذاب‌آورتر از ندونستن باشه، ندونستنی که هرگز پایانی نداره. (...)

  • ریگ روان
    برای ریگ روان نوشت :

    این کتاب با روح و روان آدم بازی می‌کنه، واقعاً نمی‌دونم چطور باید یک کتاب رو نقد کرد یا در نقد یک کتاب باید چه گفت. اما، یک چیز رو می‌دونم اون‌هم اینه که این کتاب رو خوندم و لذت بردم. هر بار ورق زدنش لذت داره و آدم دلش نمی‌خواد هیچ‌وقت تموم بشه.

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    کی می‌گه تو این راهی که درست حالا در پیش گرفتم، مدام حس پایان بهم دست نمی‌ده؟ بدون امنیت، با خودخوری؟ شاید من بخوام دوباره شروع کنم و دوباره و بالاخره بازم به انتها برسم، با این اقرار قدیمی که هیچ جایی برا رفتن نیست. شاید. شاید نه. شاید باید خطر کرد. نباید؟ (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    حفره‌های زندگی ابدی‌ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه‌های درخت که دورتادورش به هم چسبیده‌ن باید خودت کالبدت رو از توی رخنه‌ها و درز و شکاف‌ها بیرون بکشی، این تمام چیزیه که می‌دونم! (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    پدرمادرا مراعات هیچی رو نمی‌کنن، جز بچه‌هاشون. انگار اونا توی مرکز جهان وایسادن و تمام واقعیتی هستن که به حساب می‌آد. هیچ‌کس دیگه اهمیتی نداره، درد و رنج یا شادی، هیچی. هیچ‌کدوم اینا انگار واقعی نیستن. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    بگذار صادق باشم، زن‌ها هنوز که هنوزه واقعاً فقط برا دوتا چیز ارزش قائل‌ان: این‌که مادر باشن و مادری کنن. من خوشگل نیستم و نمی‌تونم بچه‌دار شم، خب باید چی‌کار کنم؟ ارزشی ندارم پس. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    اون باهام به‌هم زد. هیچ‌وقت نفهمید شاید آدمی وجود داشته باشه که برا چیزی که نداره و هرگزم نخواهد داشت، ماتم بگیره. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    چیزی در نازایی هست که تورو مجبور می‌کنه ازش دوری کنی. به‌خصوص وقتی که توی سی‌سالگی هستی. دوستات بچه‌دار شده‌ن، دوستای دوستات بچه دارن، همه‌جا خبر از بارداری و تولده و همه‌جا اولین جشن تولد بچه‌ها برگزار می‌شه. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    من تا یکی دو سال آخر زندگی‌م، هیچ‌وقت نفهمیدم که ریاکاری هم می‌تونه یه‌جور هم‌دردی باشه. (...)

  • ریگ روان
    ستاره داد
  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    هر روز که زنده بیدار می‌شوی فاتحی؛ برو و غنایمت را طلب کن. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    امیدوارم. بالاخره باید یکی به آرزویش برسد. وگرنه تمام آرزوها مثل زباله روی هم تلنبار می‌شوند و دیگر جایی روی زمین‌مان باقی نمی‌ماند. نمی‌توانیم از اتاق‌خواب برویم دست‌شویی بی‌این‌که پای‌مان به لاشه‌ی گندیده‌ی رویا و آرزوی یک آدم دیگر گیر نکند. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    قانون تخطی‌ناپذیر همیشه همین بوده، وقتی به آرزویت می‌رسی که دیگر خیلی دیر شده. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    اگر در این دنیا مجرد باشی و بالای سن قانونی همه تا روز مرگت سعی می‌کنند تورا با یکی جور کنند. (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    دمی فرو بده با رنج، تا بازگو کنی داستانم را. هملت (...)

  • ریگ روان
    از ریگ روان :

    عارفان مسیحی گفته‌ن عیسا رو دیده‌ن، بودایی‌ها ادعا کرده‌ن بودا رو دیده‌ن. این به تو چی می‌گه؟ می‌گه ما این قدرت رو داریم که مکاشفات عارفانه‌مون رو بیان کنیم. (...)

  • جزء از کل
    برای جزء از کل نوشت :

    قبل از خواندن این کتاب چشمانم بسته بود و دهانم باز، اما اکنون که چشمانم باز شده زبانم لال است. کتاب انقلابی در آدم بوجود می‌آورد، بسیاری از چیزهای عامیانه را باور نمی‌کنی حتی تیتر روزنامه‌ها را. این بدبینی نیست، بینش است. کتاب یه شاهکار ادبی فاز در فاز است. داستان از زندان شروع شده و در هواپیما به پایان می‌رسد، چندین زندگی در طول کتاب تجربه می‌شود. از معدود کتاب‌هایی که دوست ندارید تمام شوند. اما تمام شد‌.

  • جزء از کل
    ستاره داد