شبی با آسمانی چنین شفّاف،با بوی هزار عطرِ درآمیخته،با این همه آواز جیرجیرک ها،پای دیوار ساوالان،ًچرا باید تن به خفتن سپرد؟چرا باید که چشم ها،راه حضورِ ستارگان،را بست ؟
عاشق،شب را به خاطر شب بودنش دوست دارد،نه به خاطر آنکه میتوان ندیده اش گرفت،خویشتن را در محبس اتاقی محبوس کرد،و به قتل عامِ تصویر‌ها و اصواتِ موسیقیایی شبانه مشغول شد
عاشق خواب آلوده نیست، "شیفته ی بیداری است. ."
۵ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
hedgehog
‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۴
Mohamadzabie
‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۶
khakestari
‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۲
damir
‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۸
Mehrabad
‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۱