شبی با آسمانی چنین شفّاف،با بوی هزار عطرِ درآمیخته،با این همه آواز جیرجیرک ها،پای دیوار ساوالان،ًچرا باید تن به خفتن سپرد؟چرا باید که چشم ها،راه حضورِ ستارگان،را بست ؟
عاشق،شب را به خاطر شب بودنش دوست دارد،نه به خاطر آنکه میتوان ندیده اش گرفت،خویشتن را در محبس اتاقی محبوس کرد،و به قتل عامِ تصویر‌ها و اصواتِ موسیقیایی شبانه مشغول شد
عاشق خواب آلوده نیست، "شیفته ی بیداری است. ."
۵ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
hedgehog
‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۴
Mohamadzabie
‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۶
khakestari
‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲
damir
‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۸
Mehrabad
‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۱