غروب‌های پاییزِ شاه‌آباد غرب، خیلی غمبار و دلگیرکننده است. گویی غروب یک‌باره آوار می‌شود. بین ظهر و غروب چیزی به اسم عصر وجود ندارد. غروب، بی‌رحمانه، به عصر فرصتِ پیدایی نمی‌دهد. یکهو چشم باز می‌کنی و می‌بینی همه‌جا تاریک شده‌است. از پشت پنجرهٔ اتاقم به نوک درخت‌های بلند و کهن‌سال چنار نگاه می‌کنم. آفتاب دارد از رویشان پاورچین می‌گذرد. غروب‌های جمعه دلگیرتر از همیشه است.
۱ نفر این نقل‌قول را دوست داشت
Ali
‫۷ سال قبل، چهار شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۷