تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
شهریور
مهر
آبان

آخرین فعالیت‌ها


  • افسون سبز
    ستاره داد
  • بیگانه
    ستاره داد
  • جزء از کل
    از جزء از کل :

    مردم می‌گن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره، ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌مونه و نه شخصیت ،و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه‌وار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌کنه. هر کسی که ادعا می‌کنه یکی از دوستانش در طول سال‌ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره‌ی واقعی رو نمی‌فهمه. (...)

  • مثل زنبور
    ستاره داد
  • زن در ریگ روان
    از زن در ریگ روان :

    استفاده ما از مدارک به این دلیله که طرف مقابلمون رو نسبت به وظایفش آگاه کنیم. قصد داریم با این کار خیال خودمون رو راحت کنیم و مطمئن باشیم که اون خودش مسئولیت هاش رو می‌دونه: قراردادها، کارت‌های شناسایی، مجوزها، شهادت توی دادگاه، قبض‌های مختلف، رضایت نامه، گواهی‌های مالی، گواهی درآمد، حتی شجره نامه نوشتن. نمی‌دونم همش رو گفتم یا نه، چیزی یادم رفته؟! چیزی که می‌خوام بگم اینه که ... (...)

  • زمانی که 1 اثر هنری بودم
    از زمانی که 1 اثر هنری بودم :

    هر کدام از ما سه موجود هستیم. یک وجود شیئی داریم که همان جسم ماست، یک وجود روحی که همان آگاهی ما و یک وجود کلامی یعنی همان چیزی که دیگران درباره ما می‌گویند. وجود اول یعنی جسم، خارج از اختیار ماست. این ما نیستیم که انتخاب می‌کنیم قد کوتاه باشیم یا گوژ پشت. بزرگ شویم یا نه، پیر شویم یا نشویم، مرگ و زندگی ما در دست خود ما ... (...)

  • خداحافظ گاری کوپر
    از خداحافظ گاری کوپر :

    هیچ کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده، عشق دوم ، عشق سوم ، اینها بی معنی است. فقط رفت و آمد است. افت و خیز است معاشرت می‌کنند و اسمش را می‌گذارند عشق (...)

  • مردگان
    ستاره داد
  • نامه‌هایی به میلنا
    از نامه‌هایی به میلنا :

    گاه احساس میکنم ما دوتن دراتاقی دو در هستیم ودرهای اتاق روبه روی یکدیگر قرار دارند. هریک از ما دسته یکی از درها را به دست گرفته است. یکی از ما چشمکی می‌زند و آن دیگری بلافاصله خودش را پشت در قایم می‌کند. در این هنگام اولی ناچار است حرفی بزند. دومی فورا در را پشت سر خود می‌بندد تا دیگر دیده نشود اما او مطمئن است که در را ... (...)

  • پس از تو
    ستاره داد
  • لبخند انار
    ستاره داد
  • دوستش داشتم
    ستاره داد
  • 3 قطره خون
    ستاره داد
  • عامه پسند
    ستاره داد
  • جنگل نروژی
    ستاره داد
  • غرور و تعصب
    ستاره داد
  • عامه پسند
    از عامه پسند :

    هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به‌سرعت می‌گندیدم. کی توی این وضعیت نبود؟ همه‌مان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دل‌مان هم خوش بود که زنده‌ایم. (...)

  • سه‌شنبه‌ها با موری مرد پیر مرد جوان و بزرگترین درس زندگی
    از سه‌شنبه‌ها با موری مرد پیر مرد جوان و بزرگترین درس زندگی :

    ما عادت نداریم لحظه‌ای بایستیم، پشت سرمان را نگاه کنیم، زندگی‌هایمان را ببینیم و به خودمان بگوییم، همه چیز همین است؟ همه‌ی چیزی که من می‌خواهم همین است؟ آیا این وسط چیزی گم نشده؟ (...)

  • خانه‌یی برای شب
    از خانه‌یی برای شب :

    تریاک خواب با خود فرا موشی می‌اورد و من تشنه بی یاد زیستن هستم… (...)

  • خداحافظ گاری کوپر
    از خداحافظ گاری کوپر :

    هرگز نباید همنوعت را به اندازه خودت دوست داشته باشی. چون ممکن است گرچه همنوع توست، آدم خوبی باشد. اصلاً شاید دنیاهای دیگری با مخلوقات دیگری، بی کوچکترین اثری از آدمیزاد وجود داشته باشد، مخلوقاتی که آدمهای حقیقی باشند. (...)

  • انه‌اید
    از انه‌اید :

    ای یاران و همراهان من ، تنها امروز نیست که ما تیره روزی و نگونبختی را می‌آزماییم. شما رنجها و دشواریهایی بس گرانتر را پیش از این‌ها بر تافته اید،. . دلیری را سوی خویش فراخوانید. . اندوه و هراس را از خود برانید. شاید حتی روزی این آزمون‌ها و رنج‌ها مایه ی شادی تان باشد. (...)

  • مائده‌های زمینی
    از مائده‌های زمینی :

    چه کارهایی که می‌بایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار می‌کشیدیم، تنبلی می‌کردیم و برای اینکه مدام به خود می‌گفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.» زیرا نمی‌دانستیم هر روزی که می‌گذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است. تصمیم‌گیری، تلاش و عشق‌ورزی را به وقتی دیگر وا نهاده بودیم. (...)

  • در جستجوی زمان از دست رفته 2 (7 جلدی)
    از در جستجوی زمان از دست رفته 2 (7 جلدی) :

    کدام یک خائن‌تر است؟ آن کسی که در آغوش تو، میل آغوش دیگری را درسرمی پروراند؟! یا آن که صادقانه از به بن بست رسیدن علاقه اش و امیالش، با تو سخن می‌راند؟! غیر از این نیست که: گاهی شنیدن واقعیت، چنان سخت است که ساده‌تر می‌دانیم یک احمق انگاشته شویم! (...)

  • کوری
    از کوری :

    آن قدر از مرگ می‌ترسیم که همیشه سعی می‌کنیم از تقصیرات اموات بگذریم، انگار پیشاپیش می‌خواهیم وقتی نوبت خودمان شد از تقصیرات ما هم بگذرند. (...)

  • کلیدر 1 و 2 (5 جلدی)
    از کلیدر 1 و 2 (5 جلدی) :

    ما به آدمهایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند نه طلبکار آن. به آدمهایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند نه کینه. به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده بچه هایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان. ما از فرومایگی‌ها استقبال نباید بکنیم، بلکه می‌خواهیم اول چنین روحیه‌های بیماری را در هم بشکنیم. (...)

  • تنهایی پر هیاهو
    از تنهایی پر هیاهو :

    اگر زمان منتظر ما می‌ایستاد تا ما به بلوغ برسیم، قطعا زندگی با نقص‌های کمتری را تجربه می‌کردیم. نمی‌دانم زندگی بدون واژه‌ی «افسوس» چه شکلی خواهد بود! شیرین‌تر است یا مزه‌ی یکنواختی دارد؟ (...)