رمان های سایت

# عنوان نویسنده مترجم ناشر
< 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 >
دختران زیرزمینی کابل (زندگی پنهان دختران افغانستان در پوشش پسرانه) دختران زیرزمینی کابل (زندگی پنهان دختران افغانستان در پوشش پسرانه)
فرهنگ مردسالاری در افغانستان به گونه‌ای ا‌ست که تولد پسران را مایۀ سرور و سربلندی می‌دانند و تولد دختران را مایۀ سرشکستگی و نگون‌بختی. آیین «بچَه‌پوشی» حکایت دخترانی است که در برهه‌ای از زندگی خود در لباس پسرانه، پرورش می‌یابند. آزیتا نمایندۀ پارلمان افغانستان است که چاره‌ای ندید جز آنکه چهارمین دخترش را بچَه‌پوش کند و نامش را مهران بگذارد. زهرا نوجوانی ماجراجو است که در گیرودار دوران بلوغ، نمی‌گذارد پدرومادرش دوباره او را به دنیای دخترانه برگردانند. شکریه بعد از آنکه بیست سال بچَه‌پوش بوده است، اکنون ازدواج کرده و سه فرزند دارد.
جنی نوردبرگ آیسان شموسی کوله‌پشتی
برو به دنبال نه برو به دنبال نه
تصور کنید شبی به رختخواب رفته‌اید، و صبح روز بعد در خانه‌ای رویایی از خواب بیدار می‌شوید و هیچ سرنخی ندارید که چطور از آنجا سردرآورده‌اید. عجیب‌تر اینکه پی می‌برید این خانه به کسی تعلق ندارد مگر خودتان... یعنی نسخه‌ای از خودتان در آینده که فوق‌العاده موفق است.
ریچارد فنتون - آندریا والتز روح‌الله محمودی آرمان پژوهش
قصه 7 کلاغون قصه 7 کلاغون
یکی بود. یکی نبود 1 مردی بود که 7 تا پسر داشت. خانه‌ای هم داشت سر یک تپه نزدیک 1 چشمه. از برکت کشت و کاری که می‌کرد، با زن و هفت پسرش عمری می‌گذراند وخوشبخت بود. تا اینکه زد خدا به‌اش دختری هم داد. اما دختری چنان ضعیف و ریزه و میزه، که آدم با چشم‌های خود می‌دید باورش نمی‌آمد...
احمد شاملو نشر چشمه
امواج گرانشی (چگونه موجک‌های فضازمان اینشتین اسرار کیهان را آشکار می‌کنند) امواج گرانشی (چگونه موجک‌های فضازمان اینشتین اسرار کیهان را آشکار می‌کنند)
در چهاردهم سپتامبر 2015، پس از پنجاه سال جستجو، برای نخستین بار امواج گرانشی آشکار شدند، و علم اخترشناسی برای همیشه تغییر کرد. تا این روز تاریخی، کاوش گیتی متکی به کاوش الکترومغناطیس، یعنی نور مرئی، امواج رادیویی، پرتوهای ایکس و دیگر طول موج‌ها بود. اما امواج گرانشی - امواجی که در بافت فضازمان منتشر می‌شوند - بی‌اعتنا به هر چیزی، از میان موانعی که نور را به زنجیر می‌کشند، عبور می‌کنند. دانشمندان تداخل سنج لایگو، آشکارساز‌های بی‌نهایت حساسی ساختند که می‌تواند حرکاتی به اندازه‌ صد برابر کوچک‌تر از هسته‌ اتم را تشخیص دهد. این تداخل سنج در سال 2015 توانست امواج گرانشی تولید شده حاصل از ادغام دو سیاهچاله که فضازمان را به لرزه انداخت، آشکار کند. این نخستین باری بود که سیاهچاله‌ها به‌طور مستقیم آشکار شدند، ولی این رویداد بیش از این برای آینده اخترشناسی در چنته دارد. برایان کلگ با بیانی شیوا داستان ماجراجویی‌های فنی بشر را در این حوزه بازگو می‌کند، ماجراجویی‌هایی که مسیری نو در درک ما از کارکرد گیتی به ارمغان خواهد آورد.
برایان کلگ واروژان هارطون مازیار
اسم تمام مردهای تهران علیرضاست اسم تمام مردهای تهران علیرضاست
علیرضا محمودی ایرانمهر (1353) از داستان‌نویس‌های شناخته شده‌ ادبیات ایران است که بسیاری او را با داستان‌های کتاب ابر صورتی می‌شناسند. او سال‌هاست می‌نویسد؛ داستان، رمان، فیلم‌نامه و البته درباره‌ داستان. و تدریس داستان نیز یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایش به شمار می‌آید. رمان اسم تمام مردهای تهران علیرضاست گسترش ایده‌ روایی همیشگی نویسنده است، ایده‌ای که در عین وفاداری به رئالیسم، سویه‌هایی از فانتزی را در خود دارد. رمان داستان زن و شوهری جوان است. مردی نه چندان زیبارو به نام علیرضا و زنی رؤیاپرداز به نام پریسا، زنی که قهرمان اصلی رمان است و در یک روز تصمیم مهمی می‌گیرد. او می‌خواهد شوهرش را به شکل های مطلوب خود تکثیر کند اما این شروع یک اتفاق شگفت‌آور است…
علی‌رضا محمودی ایران‌مهر نشر چشمه
شمعدانی شمعدانی
دختری که نامش را دوست نداشت با دقت نگاه کرد. او پیش از این با کسی که لکنت داشته باشد، آشنا نشده بود. تا آن لحظه در هر جایی، دخترک آدم متفاوتی بود. اولین بار بود که با بچه‌ای مثل خودش آشنا می‌شد. در واقع، شاید هر کسی در این دنیا با دیگران فرق داشته باشد، انسان نمی‌تواند این را زود تشخیص بدهد...
الیف شافاک آرزو علی‌پور مانوش
اشتوم اشتوم
تجربه جم لستر از بزرگ کردن کودکی مبتلا به اتیسم باعث خلق رمان اشتوم شد، کتابی با طنزی تلخ و داستانی احساسی. بن جول دیگر تسلیم شده است. پسر 10 ساله‌اش - جونا - به اتیسم مبتلاست و تا به حال حرف نزده. بن و همسرش - اما - سخت در تلاشند تا با این قضیه کنار بیایند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند به شکلی نمایشی از هم جدا شوند، تصمیمی استراتژیک و البته نه چندان عاقلانه! از طرفی، مساله دادگاه مربوط به جونا مطرح است، دادگاهی برای تصمیم‌گیری درباره آینده تحصیلی او. پدر و پسر مجبور می‌شوند به خانه گئورگ - پدر پیر و بد اخلاق بن نقل مکان کنند. خانه کوچکی در شمال لندن میزبان 3 نسل از مردان این خانواده است: یکی از آن‌ها نمی‌تواند حرف بزند و آن دو دیگر نمی‌خواهند حرف بزنند. با آنکه جونا از اتفاقات اطرافش خبر ندارد، اما در نهایت گره مشکلات مربوط به هویت شخصی، مسائل خانوادگی و سوتفاهم‌ها توسط او باز می‌شود.
جم لستر عاطفه هاشمی میلکان
ماجراهای دست اول (هنک سگ گاوچران 1) ماجراهای دست اول (هنک سگ گاوچران 1)
داستان‌های (هنک سگ گاوچران) که ترکیبی است از واقعیت، تجربیات زندگی، شوخی و ماجراجویی باعث شده تا هنک هزاران طرفدار پر و پا قرص در میان بچه‌ها و بزرگسالان داشته باشد. در سال1983 اولین جلد این سری ـ ماجراهای دست اول هنک سگ گاو چران ـ منتشر شد و در مدت شش هفته نایاب شد. کمی بعد هنک و مجموعه کتاب‌های آن به یکی از موفق‌ترین آثار تاریخ نشر در آمریکا تبدیل شد. مجموعه داستان‌های (هنک سگ گاوچران) پر طرفدارترین مجموعه در کتاب‌خانه‌هاست، تا حدی که حتی کودکانی که با مطالعه بیگانه‌اند با خواندن اولین کتاب تبدیل به طرفداران پر و پا قرص هنک می‌شوند. جان‌ آر اریکسون خالق داستان‌های(هنک) در میدلند تگزاس به دنیا آمد. او که کارش را به عنوان گاوچران و سپس مدیر مزرعه آغاز کرد، استعدادی ذاتی در داستان‌سرایی دارد. اریکسون از دید هنک سگ گاوچران که به قول خودش فرمانده حفاظت مزرعه ـ و در اصل سگی بو گندو و عقل‌کل ـ است، نگاهی به زندگی روزمره در یکی از مزرعه‌های منطقه غرب تگزاس می‌اندازد.
جان اریکسون فرزاد فربد کتاب چ
ایلیاد ایلیاد
یونانیان به جنگ تروی آمده‌اند. آن‌ها نه سال این شهر را محاصره کرده، اما نتوانسته‌اند از دروازه‌هایش عبور کنند. سال‌ها پیش، پاریس ـ شاهزاده اهل تروی ـ هلن را دزدیده و حاضر نیست شهربانوی اسپارت و زیباترین زن جهان را آزاد کند. سرانجام یونانیان با نقشه‌ای هوشمندانه، آماده بزرگ‌ترین نبرد ـ نبرد مرگ و زندگی ـ می‌شوند.
هومر سعید نفیسی انتشارات الینا
آتش و خشم (ماجراهای سرزمین آوانتیا 4) آتش و خشم (ماجراهای سرزمین آوانتیا 4)
پیش از نبرد هیولاها جنگی بین خیر و شر آغاز شد... هیولاهای مرگ‌آور. نبردهای بی‌رحمانه. به آوانتیا خوش آمدید. نبرد برای نجات آوانتیا به آخرین مرحله ترسناکش می‌رسد! تانر و هم‌رزمانش باید در دل شعله‌ور و مرگ‌آور آتشفشان با دشمن‌شان،درتسین جنگ‌طلب، روبه‌رو شوند. اگر شکست بخورند، درتسین نقاب مرگ را به دست می‌آورد و آوانتیا نابود می‌شود. آیا این دوستان می‌توانند تا پایان نبرد جان سالم به در ببرند یا درتسین شیطانی آن‌ها را تکه و پاره می‌کند؟
آدام بلید محمد قصاع قدیانی
مشتی خاک مشتی خاک
مشتی خاک هجویه‌ای است درخشان بر ناگواری‌ها و مشکلات نسلی که میان دو جنگ جهانی می‌زیست. قصه آدم‌هایی که پول یگانه ارزش و اعتبارشان است. زنی که حوصله‌اش از زندگانی خود سر رفته است، به کسی دیگر دل می‌بازد، همسرش را ترک می‌کند و این‌جاست که تراژدی آغاز می‌شود.
اولین و سهیل سمی ثالث
3 دختر حوا 3 دختر حوا
سه دختر حوّا داستان زندگی زنی است به نام پری که میان عشق و باورهایش قرار گرفته، باورهایی که نمی‌داند کدامشان درست و کدامشان غلط است. جست‌وجوی او برای درک مفهوم زندگی و عشق او را به ورطه‌های تازه و ماجراهای گوناگون می‌کشاند.
الیف شافاک مریم طباطبایی‌ها نشر نون
صورتک‌ها صورتک‌ها
ناگهان تصویری از ایزدبانویی گرفتار در چنگال مرگ در ذهنش نقش بست. کرم و مگس کالبد گندیده ایزدبانو را فراگرفته بودند و نشانه‌های فساد و تعفن در وجودش بیدار می‌کرد. عشق ایزدبانو با تماشای آن منظره خوف‌ناک پا به فرار گذاشت؛ اما ایزدبانو در همان لحظه برخاست و خشمگینانه به دور او پیچید. گویا تمام عشقش به میل انتقام تبدیل می‌شود. وسواسی که مثل رودی از خون از نسلی به نسل دیگر جاری است.
فومیکو انچی فردین توسلیان هیرمند
جادوفروش (با 555 تماس بگیرید) جادوفروش (با 555 تماس بگیرید)
جغدی از سمت شرق هوهو کرد و اوزی یاد هری پاتر و جغدش هدویگ افتاد. با تمام وجودش دوست داشت چیزی بیشتر از آن کسی که هست باشد... دوست داشت شبیه هری باشد. «اگه من یه آدم معمولی‌ام... پس این اتفاق‌ها واسه چی می‌افته؟» فقط باد زوزه‌کش بود که جوابش را داد. آن هم با سکوت مطلق.
اوبرت اسکای زهرا توفیقی نشر پرتقال
هشدار (هیولاها آزاد می‌شوند) هشدار (هیولاها آزاد می‌شوند)
فردی لیدل توی دردسر بزرگی افتاده: هیولاهای گنده‌ای به شهر حمله کرده‌اند؛ از دهان یکی آتش بیرون می‌آید، یکی اشعه الکتریکی پرت می‌کند و یکی هم استخوان سالم توی بدنتان باقی نمی‌گذارد! همه این‌ها هم تقصیر فردی است! او بعد از این که بدجنس‌ترین همکلاسی‌هایش را به شکل هیولا کشید، با دوستش، مانی، تصمیم گرفت نقاشی‌ها را با پرینتر سه‌بعدی مدرسه چاپ کند. اما چیزی که فردی انتظارش را نداشت این بود که این هیولاها زنده شوند، رشد کنند و هر لحظه گنده‌تر شوند! حالا برای شکست دادن هیولاها فقط یک راه وجود دارد: تشکیل تیم ضدهیولایی با همان قلدرهای کلاس! آیا فردی می‌تواند به کمک دوستانش مدرسه و شهر را از دست هیولاها نجات دهد؟ صبر کنید! دوستانش؟ یعنی آن سه نفر هم جزء دوستانش هستند؟!
جان کلوپفر رضا احسانگر نشر پرتقال
دزدهای خوب دزدهای خوب
گاهی باید در مقابل آدم‌های بد، دزدهای خوب بود.
کاترین راندل سینا یوسفی نشر پرتقال
همسفران جادو (زمانه جادو 2) همسفران جادو (زمانه جادو 2)
من را بخوان، من تو را با خود به دنیایی شگفت‌‌انگیز خواهم برد تا با هم از جنگل و دریا بگذریم و به کوهستانی پا بگذاریم که در آن عشق و امید و بخشش هست. من به تو عشق و صلح خواهم آموخت. به تو یاد می‌‌دهم که چطور جسورانه از خطر گذر کنی و برای نجات زمین و طبیعت بجنگی؛ طبیعتی که هیولایی شوم با نفرت درختانش را می‌‌برد و قلب پرندگانش را می‌‌درد.
کرسیدا کاول فاطمه چکامیان رحمانی نشر پرتقال
داستان دختری که دیگر غذا نخورد داستان دختری که دیگر غذا نخورد
بهتر. این فقط یک کلمه است ولی به اندازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ یک فرهنگ لغت معنی دارد: بهتر یعنی نگران وزنم نیستم. بهتر یعنی نگران این که تالیا مسخره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام کند نیستم. بهتر یعنی اصلا نگران نیستم. من همیشه نگرانم. پس چطوری حالم بهتر است؟ ویلو گفت نگران بودن اشکالی ندارد. گفت که ترس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایم کاملا طبیعی هستند و من هنوز در سفرم. احساس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم یک عمر است که در سفرم، ولی گمان کنم حق با او باشد. شاید مجبورم بیشتر سفر کنم، ولی حداقل شروع کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام.
جن پترو روی آزاده حسنی نشر پرتقال
شایو (پایین رفتن خورشید) شایو (پایین رفتن خورشید)
مادر آه بی‌جانی کشید. در اتاق ناهارخوری سوپ می‌خورد. پیش خودم گفتم شاید چیزی در سوپ دیده که چندشش شده. پرسیدم: «مو بود؟» «نه.» و انگار که هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، یک قاشق دیگر سوپ در دهانش گذاشت. این یکی بی‌دردسر پایین رفت. سرش را گرداند، نگاهش را از پنجره آشپزخانه به درخت گیلاس پرشکوفه دوخت و در همان حالت قاشقی دیگر را لرزان و سراسیمه (همچون بال بال زدن پرندگان) در دهانش ریخت. آن‌قدر بی‌شباهت به آدابی که مجله‌های بانوان تجویز می‌کنند می‌خورد که دیگر هیچ صنعت ادبی‌ای نمی‌تواند جلوی استفاده از عبارات با بال زدن را بگیرد.
اوسامو دازای مرتضی صانع کتاب فانوس
مارش میرا (جاده مرگ زندگی) مارش میرا (جاده مرگ زندگی)
پیرمرد حتی یک کلمه هم حرف نزد. از جای خود بلند شد و در میان زخمی‌ها ناپدید شد. پسر جوان با نگاهش پیرمرد را دنبال کرد. به نظرش او آدم خوبی بود. همین‌طور که پیرمرد دور می‌شد او آخرین امیدش را نیز از دست می‌داد. هیچ‌کس نزدیکش نبود. به نظر می‌رسید که همه از او فرار می‌کنند. به آرامی دراز کشید، مثل یه تکه گوشت خون‌آلود منقبض شده، دندان‌هایش را به هم فشرد. درد وحشتناکی در پاهایش احساس می‌کرد. - امیدوارم کسی مرا به خاطر داشته باشد و به من کمک کند. نباید بخوابم. ممکن است فکر کنند که مرده‌ام و این‌جا رهایم کنند. اگر با این وضعیت بخوابم همه فکر می‌کنند کارم تمام شده. اگر بخواهند از این‌جا حرکت کنند، باید با آن‌ها بروم. اما چرا کسی باید من را حمل کند؟ چه کسی می‌تواند در این مسیر به دیگری کمک کند. اگر به خواب بروم و آن‌ها بروند... خدای من، این‌ها رویاست!
صادق سلیموویچ مریم رضائیان رامشه - وحید پرست‌تاش نشر پرنده