| # | عنوان | نویسنده | مترجم | ناشر |
|---|---|---|---|---|
| < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > | ||||
|
1000 نامه عاشقانه
و شاید عشق یعنی پیدا کردن آنکه تو را دوست بدارد،
نه آنکه تو او را دوست بداری.
عزیزترینم،
چقدر عجیب است که به تدریج تمام باورهایم دربارهی عشق قهرمانانه اشتباه از آب درمیآید. من اعتقاد داشتم قدرت انسان میتواند مسیر افکارش را تغییر دهد، اما رودخانهای که جاری است هرگز نمیتواند آبی را که در بطنش جریان دارد عوض کند و عشق اینچنین است؛ اراده نمیتواند آن را شکست دهد یا بر آن غلبه کند. عشق در برابر قدرت میایستد…
آنچه خواندی فقط چند کلمه از هزاران هزار نامهی عاشقانهای است که آیانِ دلباخته برای سارا نوشته است.
آیان در رمز و راز داستانها زندگی میکند. از اعجاب کلمات لذت میبرد و عظمت شعر را میفهمد و در نوشتههای بیمرز فیلسوفان به دنبال تعریف عشق میگردد.
گاهی فقط یک نگاه سارا آیان را وامیدارد که عمیقترین و غمانگیزترین کلماتی را بنویسد که تا آن لحظه نوشته شده است. او میداند که اگر سارا نامهها را بخواند، تکتک کلمات را دوست خواهد داشت؛ اما فقط به این دلیل که همهی آدمها رؤیای شنیدن چنین حرفهای عاشقانهای را دارند!
آیان نمیخواهد این عشق بازیچهی خامی و بچگی سارا شود، پس لب از لب باز نمیکند.
مقصد نامهها چشمهایی است که نویسندهی نامه آرزویشان را دارد، اما آیان نامهها را مثل راز نگه میدارد و هفت سال تمام به نوشتن ادامه میدهد.
عشق در تقدیر اغلب آدمها هست، اما برای برخی تجربهای چنان باارزش است که معنای زندگیشان را عوض میکند. آیان میداند که عشق برای برخی تسکین درد است، برای برخی شادمانی است و برای عدهای داشتن همراهی تا پایان عمر، اما نمیداند که عشق برای سارا چه معنایی دارد.
او نمیداند که اگر روزی سارا را ببیند و بخواهد از این عشق پرده بردارد، چقدر ناشیانه رفتار خواهد کرد.
آیا دستپاچه میشود و ثابت میکند که عاشق نالایقی است؟
آیا به التماس میافتد و دیوانهوار رفتار میکند؟
یا دوباره ساکتتر از هر ساکتی میماند، چرا که فکر میکند عاشق فرشتهای شده که به بهشت تعلق دارد؟
رودخانهی عشق تا کجا آیان را با خود خواهد برد؟
سرنوشت چه خوابی برای او و عشق ابدیاش دیده است؟ |
شوتاب گنگور | مطهره شادپور | میلکان |
|
آنگاه که از فهم جهان درمیمانیم
این پایان جبرگرایی است. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ امید تمام کسانی را بر باد میداد که به جهان منظم و بقاعدهای که فیزیک نیوتنی وعده داده بود ایمان داشتند. به نظر جبرگرایان، اگر میشد قوانین حاکم بر ماده را برملا کرد، میشد به کهنترین گذشته دست یازید و دورترین آینده را پیشبینی کرد. ریاضی دارد جهانمان را تا نقطهای تغییر میدهد که نهایتا طی ده بیست سال آینده اصلا دیگر نتوانیم درک کنیم که انسانبودن واقعا یعنی چه. میتوانیم اتم را بشکافیم، برگردیم و به نخستین نور خیره شویم، و پایان جهان را فقط با مشتی معادله پیشبینی کنیم، اما همیشه چیزی مبهم، نامتعین و غیرقطعی باقی میماند. |
بنجامین لاباتوت | فرزانه طاهری | نشر مرکز |
|
بزم اهریمن
در شب سال نوی 1938، عبدالله قادری نویسنده توسط پلیس مخفی شوروی از خانهاش ربوده و به زندان تاشکند انداخته میشود. در آنجا برای دور کردن خود از عذاب جسمی و روحی ناشی از ضرب و شتم و بازجوییهای بیمعنا، سعی میکند رمانی که در زمان دستگیری مینوشت را بازسازی ذهنی کند. رمانی بر اساس زندگی غمانگیز آیخان، ملکهی شاعر ازبک، که به صورت متوالی با سه خان ازدواج کرده بود و، مانند عبدالله، با تهدید به اعدام در هر لحظه زندگی میکرد. عبدالله در حین آشنایی با همسلولیهایش متوجه میشود بازی بزرگ دوران آیخان، زمانی که جاسوسان انگلیسی و روسی در دربار آسیای مرکزی نفوذ کرده بودند، در دههی 1930 بازتاب پیدا کرده است، اما با افزایش همذاتپنداری او با قهرمان داستان و همپوشانی گذشته و حال، به نظر میرسد ناتوانی عبدالله در تشخیص واقعیت از داستان باعث نابودی او شود. |
حمید اسماعیلوف | پریسا رحمتی | کتابسرای نیک |
|
و تنها عشق چارهساز است
مثل هر نیمه شب چراغِ اتاق خوابش روشن است و درب بالکنش باز. توی تمام هفت ماهی که آمارش را دارم حتی یک شب را هم تا صبح نخوابیده. یک هفته است حتی برای خرید نان هم از خانه بیرون نرفته. قرار نبود به این زودی بیایم سراغش اما خب ترسیدم غیبش بزند و دستم بهش نرسد. تا همینجا هم زیادی زنده مانده. تا خون گرمش را نگیرم جلوی دماغم و بو نکشم آرام نمیگیرم… |
علی سلطانی | انتشارات 360 درجه | |
|
تصرف عدوانی
وقتی آدم عاشق است و عشقش پذیرفته شده، تنش احساس راحتی میکند. برعکس، وقتی عشق بیپاسخ میماند، تن احساس میکند وزنش سه برابر شده است.
عشق نوپا روی لبه باریکی میرقصد. ممکن است آدم دوباره وزن واقعیش را احساس نکند، که این خود میتواند در آدمهای مضطرب، با تجربه و آیندهنگر، یا در آنهایی که مثل استر اینقدر امیدوار و خوشباور نیستند، میزانی از تردید پدید آورد. |
لنا آندرشون | سعید مقدم | نشر مرکز |
|
عزت نفس به زبان ساده
|
رني اسميت - ويويان هارت | اكبر عباسي - حميدرضا متينفر | نسل نواندیش |
|
1 سرزمین موعود
یک سرزمین موعود چهارمین اثر باراک اوباماست. او در این کتاب، با جزئیات و بسیار موشکافانه، مسائل مهمی را مورد بررسی قرار داده است؛ از حضور به عنوان سناتوری جوان در مجلس سنای آمریکا تا روزهای اول در کاخ سفید، حقوق سیاه پوستان و رنگین پوستان، بهار عربی و منازعه اعراب و اسرائیل، بحران مالی اروپا و آمریکا، وقایع ایران و انتخابات 88، تغییرات اقلیمی و عملیات کشتن اسامه بن لادن. فرید زکریا، تحلیلگر و نظریهپرداز سیاسی، این کتاب را بهترین کتاب خاطرات نوشته شده توسط یک رئیس جمهور میداند.
((اگر پیروز میشدم، بدان معنا بود که من تنها کسی نبودم که باور داشتم جهان نباید مکانی سرد و بیروح باشد؛ جایی که در آن بخشندگی وجود ندارد، جایی که ضعفا طعمه اغنیا میشوند. نباید مکانی باشد که ناگزیر شویم به زندگی قبیلهای و عشیرهای بازگردیم، در برابر ناشناختهها موضع بگیریم و در مقابل تاریکیها از ترس به خود بلرزیم.)) |
باراک اوباما | پوریا حسنی - زهرا نوربخش - امید عشریه - سعید نیکروز | مهراندیش |
|
1 گفتگوی 3 نفره درباره هویت شخصی و جاودانگی
کتاب «یک گفتوگوی سه نفره دربارهی هویت شخصی و جاودانگی»، نوشتهی جان پری، به همت نشر خوب به چاپ رسیده است. «یک گفتوگوی سه نفره دربارهی هویت شخصی و جاودانگی»، گزارش گفتوگویی خیالی میان یک فیلسوف در حال مرگ، یک کشیش و یک دانشجوی فلسفه است. ترس و اندوه فیلسوف از اینکه با مرگ قریبالوقوعش همه چیز پایان مییابد دستمایه بحثی میشود که امکان بفا و حفظ هویت شخصی در طول زندگی دنیوی و اخروی میپردازد. |
جان پری | زهره قلیپور | انتشارات خوب |
|
دختر پرتقال
پدرم بنا به مدرک مهمی نشان داده بود که مرا دیوانه فرض نکرده و درباره دختر پرتقالی از خود افسانهای نساخته بوده است. امکان داشت همه چیز را برای من نگفته باشد. اما آنچه گفته بود حقیقت محض بود. اما به یاد نداشتم که حتی یکبار هم در راهروی خانهمان تابلویی از پرتقال یا درخت آن دیده باشم. فقط نقاشیهای متعدد دیگر مامان را دیده بودم که یکی از آنها تابلویی از بوته ها و درختان آلبالوی باغ خودمان بود... |
یوستاین گاردر | مهرداد بازیاری | نشر هوپا |
|
روح پراگ
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای شهر «پراگ»، فقدان جاه و جلال در آن است. پراگ یکی از معدود شهرهای بزرگی است که در آن حتی یک ساختمان بلند یا طاق نصرت دیده نمیشود و حتی قصرهایی که درونشان باشکوه است، نمای بیرونی سادهای دارند و نمای بیرونیشان تقریبا مثل نمای بیرونی سربازخانههاست. این شهر، بناهای یادبود زیادی ندارد، اما ساختمانهای زیادی دارد که در آنها افراد بیگناه به غل و زنجیر کشیده شده و شکنجه یا اعدام شدهاند و اینها عمدتا بهترین آدمهای کشور بودهاند. زبان محاورهای مردم پراگ نیز همینقدر بیجلوه و معمولی است. مجموعة حاضر، حاوی مقالاتی است از «ایوان کلیما» ـ یکی از نویسندگان چک ـ که به وسیلة «خشایار دیهیمی» برگردانده شده است. بخش اول، شامل متونی است که بیشتر جنبه شخصی و زندگی نامهای دارند و مقاله «روح پراگ» از آن جمله است. بخش دوم، حاوی یادداشتهای روزنامهای نویسنده است. مقالات بخش سوم، کم و بیش ماهیت سیاسی دارند. در بخش چهارم، مشکلات بر سر راه ادبیات دورة مدرن طی مقالاتی بازگو شده است و پژوهشی دربارة «فرانتس کافکا» مقالة پایانی کتاب را تشکیل میدهد. |
ایوان کلیما | خشایار دیهیمی | نشر نی |
|
10 پرسش (هنوز) بیپاسخ در علم (راهنمایی در برهوت علم)
ببینید ما حالا چگونه به آن ساده لوحیهای دوره ویکتوریا میخندیم. آنها فکر میکردند همه چیز را میدانند. در نظر آنها کهکشان کوچک، برای جای گرفتن چند میلیون ستاره به خوبی سامان داده شده بود. سیارهها با ریسمان استوار نیوتن، در هوا معلق بودند و تمام کیهان مانند یک ساعت سوییسی کار میکرد. و این پایین روی زمین، حیات در یک تالاب کوچک گرم شروع، و به دنبال آن تکامل در قلمروی نظریه سترگ آقای داروین انجام شده بود. ماده از حدود یکصد اتم مختلف ساخته شده بود که مانند مدل کوچکی از سیارات کار میکردند توپهای کوچک بیلیارد، با رفتار منظم. علم به پایان خود نزدیک میشد. و تمام چیزی که باقی مانده بود فقط گذر از یک تقاطع دیگر و رسیدن به نقطه پایان بود. ما تقریبا در قله فهم قرار داشتیم. اما قله غیر واقعی از کار درآمد... |
مایکل هنلون | مسعود مرادی جورابی | نشر دیبایه |
|
امیل و کارآگاهان
امیل برای اولین بار اجازه مییابد به تنهایی راهی برلین شود. مادربزرگ و دخترخالهاش کنار یک دکه گلفروشی در ایستگاه قطار منتظرش هستند. اما امیل نمیآید. قطار بعدی هم از راه میرسد، ولی خبری از امیل نیست. او در شهری بزرگ و غریب درگیر تعقیب و گریز مهیجی شده تا دزدی را پیدا کند که همه پولش را در قطار از او دزدیده است.
خوشبختانه گوستاوبوقی و رفقایش زود به کمک امیل میآیند.
اریش کستنر شهرت خود را مدیون کتابهایی است که برای کودکان نوشته. کلاس پرونده، امیل و کارآگاهان، لوته و همتایش و فلفلی و آنتون از آثار معروف او هستند.
بر اساس کتاب حاضر، فیلمی به نام شاخ گاو در سال 1374 به کارگردانی کیانوش عیاری ساخته شده است. |
اریش کستنر | فرناز تیمورازف | نشر ماهی |
|
درخت بخشنده
پسر گفت: من دیگر به چندان چیز زیادی نیاز ندارم بسیار خستهام. تنها جایی برای نشستن و آسایش می خواهم همین. خیلی خوب و تا آنجا که میتوانست خود را به فراز کشید. بسیار خوب، کنده کهنسال به درد نشستن و تنآسایی که میخورد. بیا پسر، بیا بر آن نشین، و استراحت کن. |
شل سیلوراستاین | ثمین بزرگمند | نشر ثالث |
|
یادم رفت زندگی کنم
تا حالا کسی رو دیدین که تونسته باشه عشق کودکیش رو فراموش کنه؟
من خاتونم و این کتابی که الان دستتونه داستان زندگی منه.
آره ، کتمان نمیکنم که عاشقش بودم، هنوز هم هستم؛ ولی افسوس که با رفتنش زندگیم رو به آتیش کشید، بگذریم...
نمیدونم وقتی دارین این کتاب رو میخونین من هنوز در بین شما هستم یا نه، ولی اینو هیچ وقت فراموش نکنین که بدون عشق پیر میشین، دوست داشته باشین، تا زندگیتون پر معنا و زیبا بشه. |
ترکان جهانگیری | فرزان روز | |
|
بانوی میزبان
از آنچه بر سرش آمده بود به هیچکس چیزی نمیگفت. اما گاهی خاصه در غروب در ساعتی که آوای ناقوس کلیسا زمانی را به یادش میآورد که احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود در جان جاودانه مجروحش توفانی برمیخواست. آنوقت روحش به لرزه میافتاد و درد عشق باز در دلش شعلهور میشد و سینهاش را به آتش میکشید. تنها و افسرده به آرامی اشک میریخت و زیر لب زمزمه میکرد کاترینای من کبوتر بیهمتایم خواهرک شیرینم... |
فئودور داستایوفسکی | سروش حبیبی | نشر ماهی |
|
3 زن
«سه زن» داستانی عاشقانه با پس زمینه جنگ جهانی دوم است. نویسنده در این اثر به روایت دوستی، عشق و بقا در زندگی سه زن نشسته است. اسکارلت، الی و لوسی زنان قوی این داستان هستند که خطر را به جان می خرند تا در مسیر درست پیش بروند.
اسکارلت به خانوادهای مرفه تعلق دارد که برای کمک رسانی و با خبر شدن از اوضاع و احوال نامزد سربازش روانه منطقه جنگی میشود. الی شخصیت دیگر این داستان دختر ایرلندی متواضع و مهربان با سابقه کار پرستاری و نفر سوم لوسی پرستاری کاربلد، باهوش، سخت کوش با ظاهری سرسخت است. این سه زن در نورماندی مستقر میشوند و زمانی که جنگ شدت مییابد با تعداد زیادی از سربازان خسته و مجروح، تلفات شدید و شرایط کاری دشوار مواجه میشوند و داستان ادامه مییابد. داستان «سه زن» نشان میدهد چگونه پیوندهای عمیق میتوانند در بدترین و سختترین دوران زندگی شکل بگیرند. |
ثریا لین | فیروزه مهرزاد | کولهپشتی |
|
1 ساعت بعد از کسوف
در این رمان «هاله مهران» کارگردان صاحب نام متوجه میشود چند روزی است که از دختر دانشجویش خبر و اثری در دست نیست. هر چه پیش میرود، بیشتر میفهمد که کاری از کسی ساخته نیست و تنها خودش میتواند این جستجو را به سرانجام برساند. در این راه دشوار با توجه به موقعیتاش به چه کسانی میتواند اعتماد کند؟ او حتما در پایان این جستجو تبدیل به آدم دیگری خواهد شد و تغییر خواهد کرد؛ کسی که نمیشناسدش ، کسی که شاید خود واقعیاش باشد و... |
ناصر قلمکاری | آوند دانش | |
|
10 فرزند هرگز نداشته خانم مینگ
خانم مینگ دوست دارد درباره ده فرزندش که در نقاط مختلف کشور پهناور چین زندگی میکنند، حرف بزند. آیا او در کشور تک فرزندی، افسانه میبافد؟ قانون را دور زده است؟ در جنونی خفیف فرو رفته است؟ اگر این بچهها خیالی نباشند چه؟
راز باورنکردنی خانم مینگ، به راز چین گذشته و چین امروز میپیوندد، و با حکمت کهن کنفسیوس خود را روشن میکند.
ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ در ادامه اسکار و خانم صورتی، موسیو ابراهیم و گلهای قرآن و فرزند نوح، ششمین داستان از مجموعه ‹‹ حلقه ناپیدا›› را تشکیل میدهد. |
اریک امانوئل اشمیت | فهیمه موسوی | نشر افراز |
|
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
هیچ وقت نفهمیدم چه طور اینجوری میخنده ولی فکر میکنم دلیلش گریه کردنای زیادشه! فقط کسایی که زیاد گریه میکنن میتونن قدر قشنگیای زندگی رو بدونن خوب بخندن!
گریه کردن آسونه و خندیدن سخت! |
اوریانا فالاچی | یغما گلرویی | دارینوش |
|
وجدان زنو
اسووو این کتاب را تحت تاثیر اندیشههای شوپنهاور نوشته است که معتقد است اگر به کل هستی بشری بنگریم جز تراژدی چیزی در آن نخواهیم یافت، در حالی که اگر به جزئیات آن توجه کنیم طنز و کمدی را جلوهگر مییابیم. در این کتاب نیز همین دو جنبه زندگی انسان به نحو استادانهای ترسیم شده است. در وجدان زنو اندیشه مرگ دست از گریبان زنو برنمیدارد و او بر این عقیده است که زندگی مبارزه بیهودهای است که در آن سرانجام برد ما مرگ خواهد بود. |
ایتالو اسووو | مرتضی کلانتریان | نشر بان |