رمان خارجی

عشق صدراعظم

در این‌وقت، یک‌مرتبه، کنت دو ((مولای)) از راه فرا رسید... مثل این است که هم‌اکنون من او را می بینم که از اسب فرود آمد و شمشیر کشید و به طرف شما حمله‌ور گردید و به تندی گفت: برای چه این بدبخت را به درخت بسته‌اید و چرا چنان به او تازیانه می‌زنید؟ زیرا او نمی‌دانست که شما حق دارید مرا بزنید تا این که من اصلاح شوم و دیگر مبادرت به خلاف ننمایم و گویا در این زد و خورد با او شما قدری مجروح گردیدید؟

گلریز
9789645527059
۱۳۸۶
۷۰۰ صفحه
۲۰۰۳ مشاهده
۱ نقل قول
صفحه نویسنده آلکساندر دوما
۲ رمان الکساندر دوما ،نویسنده فرانسوی چنین روزی در سال 1802 در روستای «ویلره کوتره» در نزدیکی پاریس به دنیا آمد. او از کودکی به کتاب و مطالعه علاقه‌مند بود و با وجود شرایط سخت و فقری که در خانواده اش حاکم بود وقت خود را با مطالعه می گذراند. وي نوشتن را ابتدا با مجلات آغاز کرد و سال 1829 نخستین نمایشنامه اش را با نام «هنری سوم و دربارش» نوشت که با اقبال بسیار روبه رو شد. یک سال بعد ...
دیگر رمان‌های آلکساندر دوما
3 تفنگدار
3 تفنگدار
مشاهده تمام رمان های آلکساندر دوما
مجموعه‌ها