مجموعه داستان خارجی

کلاغ‌های سفید

وقتی وارد خانه شدم،‌ بی‌بی صنم را دیدم که وسط هال افتاده بود. اول فکر کردم بازم فشارش بالا رفته و با یه کم استراحت خوب می‌شه. ولی بعد از اون که دستای سردش را گرفتم، فهمیدم که پیرزن بیچاره مرده و دیگه هیچ کاری نه از دست من و نه کس دیگه‌ای براش ساخته نیست.

9789649607986
۱۳۸۹
۴۴۰ صفحه
۲۸۰ مشاهده
۰ نقل قول